شمارهٔ ۱۰
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به وصف عشق و زیبایی میپردازد. او از جذابیت و طراوت چهره محبوب سخن میگوید و بیان میکند که تلاشهایش برای ایجاد ارتباط با محبوبش بیثمر است. هیچکس نمیتواند از عشق به محبوب زیبایش بگریزد و هر که با او دیداری داشته باشد، از مسائل زندگی و مشکلاتش دور شده و فقط به مجالس خوشی میاندیشد. شاعر در نهایت به تأثیرات عمیق عشق اشاره میکند، از جمله ناامید شدن از طلب آشتی و پناهبردن از عشق. او از معشوقش میخواهد تا به حالات عاشقان و جانهای بیپناه توجه کند.
آنکه عشاق بود بنده رخسار بدیعشسعی ما با خط او نقش بر آب است جمعیش
هوش مصنوعی: کسی که عاشق است، بنده و مجذوب زیبایی چهرهی دلفریب اوست. هر تلاشی که ما برای ارتباط با او انجام میدهیم، به اندازهی خط او که بر روی آب کشیده شده، بیفایده است.
کس ندانم که نخواهد بود آن ترک مطاعشدل نباشد که نیابی بر آن شوخ مطیعش
هوش مصنوعی: هرکسی را نمیشناسم که نخواهد که آن دختر زیبا و دلربا در اختیارش باشد؛ زیرا هیچ کس نمیتواند از آن شیوه و جذابیت او دل بکند.
هرکه را چهر تو منظور چه زحمت ز خزانشهرکه را وصل تو مقدور چه حاجت به ربیعش
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی تو را در نظر دارد، چه نیازی به زحمات و رنجهای پاییز دارد؟ و هر کس که به وصال تو دست یابد، چه نیازی به فصل بهار و زیباییهای آن دارد؟
یارب از کوی خرابات چه خیزد که به شوخیینجه با زاهد صد ساله زند طفل رضیعش
هوش مصنوعی: ای پروردگار، از محله خراباتیها چه برمیآید که بر سر شوخی، زاهدی که صد سال عبادت کرده را به بازی با کودک شیرخوارهاش میکشاند.
هرکه از بند بگریخت نیابند پناهشهر که از چشم تو افتاد نجویند شفیعش
هوش مصنوعی: هر کسی که از قید و بندها آزاد شود، دیگران به او پناه نمیبرند و هر کسی که از نظر تو بیفتد، کسی به دنبال شفاعتش نمیگردد.
ندهی گوش گر از مهر تو بر ناله جیحونباری اندیشه کن از سطوت شهزاده رفیعش
هوش مصنوعی: اگر در عشق تو توجهی به نالهها و غمهای جیحون نداشته باشی، اندیشیدن به قدرت و بزرگی شاهزادهای بلند مرتبه را فراموش نکن.