شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بررسی مفاهیم عمیقی چون مستی و خودپرستی میپردازد. او میگوید که ممکن است میگساری عیبی نداشته باشد جز مستی و در عوض، خودپرستی بسیار بدتر است. او به خدای بزرگ اشاره میکند که هستی را ایجاد کرده و انسانها را به خاکساری دعوت میکند. شاعر میگوید که در دنیای ما، گاهی از شراب میتوان سر در کفر و ایمان گرفت و در نهایت به عدم دسترسی به چیزهایی که خواهان آنیم، اشاره میکند. در پایان، او به رابطهای اشاره میکند که از آن میان عاطفه و مهر از بین رفته است.
نبود به میگساری عیبی به غیر مستیآن هم چو نیک بینی بهتر ز خودپرستی
هوش مصنوعی: در نوشیدن شراب، هیچ عیبی وجود ندارد به جز مست شدن، و اگر خوب نگاه کنی، این حالت بهتر از خودپرستی است.
از آن دهان و لب گشت بر من یقین که ایزدبر نیستی نهاده است بنیاد ملک هستی
هوش مصنوعی: از آن دهان و لب به روشنی دریافتم که خداوند اساس وجود و هستی را بر عدم قرار داده است.
معراج ما ضعیفان در خاکساری آمدچون نی ره بلندی بگزین طریق پستی
هوش مصنوعی: بالا رفتن و ترقی ما انسانهای ضعیف در تواضع و فروتنی است. مانند نی که به رغم داشتن طول زیاد، همیشه در مسیر پایین قرار دارد.
از یک شراب بینم اسلام و کفر را مستتا خود چه شیوه بوده است در ساقی الستی
هوش مصنوعی: من از یک شراب میبینم که اسلام و کفر را درهم آمیخته و مست میکند؛ پس باید ببینم در دستان ساقی چگونه نوشیدنی ارائه شده است.
کو بخت آنکه چینم سیبی ز بوستانتکز آستین کوته ناید درازدستی
هوش مصنوعی: کسی که شانس داشته باشد میتواند سیبی از باغ تو بچیند، اما اگر دستش کوتاه باشد، نمیتواند به این آرزو برسد.
آمیختی به جیجون تا ساختیش مفتوناو چون که دل به تو بست تو مهر از او گسستی
هوش مصنوعی: تو با زیباییهایش چنان آمیختهای که او را مجذوب خود کردی. اما وقتی دلش به تو وابسته شد، تو عشق او را رها کردی.