غزل شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و قدرت عشق معشوق اشاره میکند. گلهای عشق او بدون خار و کامل هستند و هر کسی برای آنها دوست و خریدار دارد. جفای عشق او باعث شده که انسانها به زحمت بیفتند. حسن معشوق به حدی چشمگیر شده که توجهها را به خود جلب کرده و فتنهای در جامعه به وجود آورده است. شاعر همچنین از تغییرات تازهای در کارها و امور زندگی سخن میگوید. در نهایت، او عشق معشوق را به عنوان جان و روح دنیا توصیف میکند که شور و هیجان خاصی را در جهان ایجاد کرده است.
گلبن عشق تو بیخار آمدستهر گلی را صد خریدار آمدست
هوش مصنوعی: باغ عشق تو بدون زحمت و مشکلات به بار آمده است و هر گل در این باغ، هزاران خواهان و علاقهمند دارد.
عالمی را از جفای عشق توپای و پیشانی به دیوار آمدست
هوش مصنوعی: کس و کاری به خاطر بدیهای عشق تو به زانو درآمده و به دیوار تکیه داده است.
حسن را تا کردهای بازار تیزفتنه از خانه به بازار آمدست
هوش مصنوعی: حسن را به قدری زیبا و دلربا کردهای که بازار شور و جنون از خانه به بازار آمده است.
باز کاری درگرفتستی مگرنو گرفتی تازه در کار آمدست
هوش مصنوعی: شاید تو کار تازهای آغاز کردهای که باعث شده این جریان پیش بیفتد.
تا ترا جان جهان خواند انوریدر جهان شوری پدیدار آمدست
هوش مصنوعی: وقتی که تو را جان و روح جهانیان نامیدند، شور و هیجانی در جهان پدیدار شده است.