غزل شمارهٔ ۲۶
هوش مصنوعی: این شعر ابراز عشق و درد ناشی از جدایی است. شاعر میگوید که عشق یار برای او منبع آرامش است، اما در عین حال غم و درد جدایی نیز به همراه دارد. او از سوختن جان و دلش به خاطر دوری میگوید و از انتظار و دردی که از جدایی احساس میکند، شکایت دارد. در نهایت، شاعر از یار میخواهد به او آرامش ببخشد و وضعیت دردناکش را تغییر دهد.
ای یار مرا غم تو یارستعشق تو ز عالم اختیارست
هوش مصنوعی: ای دوست، غم تو برای من همدل و همراه است و عشق تو فراتر از اراده و اختیار انسانهاست.
با عشق تو غم همی گسارمعشق تو غمست و غمگسارست
هوش مصنوعی: با عشق تو، حتی از غمها هم راحت میشوم. عشق تو خود یک غم است و همیشه با غم همراه است.
جان و جگرم بسوخت هجرانخود عادت دل نه زین شمارست
هوش مصنوعی: عشق و دوری تو جان و دل مرا سوزانده است، اما دل من به این درد عادت کرده است و این تنها یکی از مشکلاتش نیست.
جان سوختن و جگر خلیدنهجران ترا کمینه کارست
هوش مصنوعی: رنج کشیدن و درد دل داشتن به خاطر جدایی تو، برای من کار ناچیزی است.
در هجر ز درد بیقرارمکان درد هنوز برقرارست
هوش مصنوعی: در دوری از محبوب، از شدت درد و ناراحتی بیقرار هستم و این درد همچنان ادامه دارد.
ای راحت جان من فرج دهزان درد که نامش انتظارست
هوش مصنوعی: ای آرامش جان من، به من راحتی بخش از آن دردی که نامش انتظار است.
در تاب شدی که گفتم از توجز درد مرا چه یادگارست
هوش مصنوعی: وقتی که در حالت ناامیدی و خستگی قرار گرفتی، احساس میکنم تنها چیزی که از تو برای من باقی مانده، همین درد و رنج است.