غزل شمارهٔ ۶۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان شدت و زیبایی عشق میپردازد. شاعر میگوید که عشق تو میتواند همه چیز را زیر پا بگذارد و انسانی که به عشق تو میرسد، در واقع دو جهان را زیر پای خود دارد. عقل در دنیای روزگار دوام نمیآورد، اما عمرها در عشق تو سپری میشود. صبر، که معمولاً ساکن و آرام است، در برابر زلف تو به رقص در میآید. امکان ندارد که بتوان با توبه از عشق و صبر بیشتر دست کشید، زیرا غم عشق به راحتی آدمی را دچار میکند. بوی تو به تنهایی میتواند عاشقان را از خاک به اوج ببرد. شاعر از خدا میپرسد چه شادیهایی خواهد داشت اگر کسی از وصال تو خبر دهد، و در پاسخ میبیند که جدایی از تو خواستار خنده است، چرا که این حقیقت است.
عشق تو بر هرکه عافیت بهسر آردهر دو جهانش به زیر پای درآرد
هوش مصنوعی: عشق تو بر هر کس که آرامش را از دست بدهد، هر دو دنیا را زیر پایش قرار میدهد.
عقل که در کوی روزگار نپایدبر سر کوی تو عمرها بهسر آرد
هوش مصنوعی: عقل اگر در دنیای زندگی پایدار نباشد، حتماً در اطراف تو، اوقات و عمرهای زیادی صرف خواهد شد.
صبر که ساکنترین عالم عشق استزلف تو هر ساعتش به رقص درآرد
هوش مصنوعی: صبر، که آرامترین ویژگی عشق به شمار میرود، به قدری تحت تاثیر زیباییهای توست که هر لحظه یاد تو او را به حرکت و نشاط وا میدارد.
با توبه بیشئی صبر درنتوان بستزانکه به یک روزه غم شکم ز بر آرد
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند با توبه و صبر، غم و اندوه را فراموش کند؛ زیرا گاهی یک روز، درد و مشکل بزرگی را از دل برمیآورد.
بوی تو باد ار شبی برد به طوافیجملهٔ عشاق را ز خاک برآرد
هوش مصنوعی: اگر بوی تو بادی در شب بوزد، همهٔ عاشقان را از خاک برمیدارد و به دور خود میچرخاند.
گفتم یارب چه عیشها کنمی منگر ز وصال توام کسی خبر آرد
هوش مصنوعی: گفتم، ای پروردگار، من چه لذتها و خوشیهایی را تجربه میکنم اگر کسی از دیدار تو خبر داشته باشد.
هجر ترا زین حدیث خنده برافتادگفت که آری چنین بود اگر آرد
هوش مصنوعی: شدت جدایی تو باعث شد که من به خنده بیفتم و بگویم که بله، اگر چنین باشد.