غزل شمارهٔ ۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف جهانی پرداخته که بینوا و بیآشفتگی است. او به زیباییهای ظاهری ماه زرین در خیمهاش اشاره میکند و میگوید که درون آن چیزی برای نگرانی وجود ندارد. زندگی، به اعتقاد او، از خلوتی که در این خیمه دارد، جدا نمیشود و در آن بیرون هیچ جایی نیست. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسان نمیتواند با کسی که وفایی ندارد، ارتباطی برقرار کند. در انتها، او از دست کشیدن از لذتهای دنیا میگوید، چرا که این لذات به حقیقت معنی ندارد.
بدیدم جهان را نوایی نداردجهان در جهان آشنایی ندارد
هوش مصنوعی: به دنیا نگاهی انداختم و دیدم که هیچ صدایی ندارد و در این دنیا هیچ آشنایی حس نمیشود.
بدین ماه زرینش در خیمه منگرکه در اندرون بوریایی ندارد
هوش مصنوعی: به این ماه طلاییاش در خیمهام نگاه نکن، زیرا در درونش چیزی برای نمایش ندارد.
به عمری از آن خلوتی دست ندهدکه بیرون از این خیمه جایی ندارد
هوش مصنوعی: این عمر به قدری ارزشمند است که نباید اجازه دهیم از آن دور شویم، زیرا جایی جز این زندگی برای ما وجود ندارد.
به نادر اگر بازی راست بازدنباشد که با آن دغایی ندارد
هوش مصنوعی: اگر کسی به نادر (یعنی شخصی با ویژگیهای خاص) صادقانه بازی کند، نباید نگران باشد که با او تقلبی در کار است.
نیاید به سنگی در انگشت پاییکه تا او درو دست و پایی ندارد
هوش مصنوعی: هیچ سنگی نمیتواند به پای کسی که در آنجا راهی ندارد، بیفتد.
به معشوق نتوان گرفتن کسی راکه تا اوست با کس وفایی ندارد
هوش مصنوعی: کسانی که خلوص و وفاداری ندارند، نمیتوانند به محبوبی دست یابند که خود به کسی وفا نمیکند.
بکش انوری دست از خوان گیتیچنین چرب و شیرین ابایی ندارد
هوش مصنوعی: انوری، از زندگی دلپذیر دنیوی که اینقدر لذیذ و خوشمزه است، دست بکش.