غزل شمارهٔ ۱۳۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و رنج دلباختگان است. شاعر بیان میکند که هر کسی که دل به عشق معشوق دهد، در سختیها و رنجهای فراوانی گرفتار خواهد شد. اگر کسی بخواهد در دلش گلی بکارید، باید از خارهای بسیار گذر کند. همچنین، اگر کسی دل و جانش به کار عشق مشغول نباشد، نمیتواند خود را با محبوبش پیوند بزند. عشق به انسان محنت و درد میدهد و هجران باعث میشود که دل آدمی بار سنگینی را تحمل کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که جدایی دردناک است و کسی نمیتواند به راحتی این بار سنگین را تحمل کند.
هرکه دل بر چون تو دلداری نهدسنگ بر دل بیتو بسیاری نهد
هوش مصنوعی: هر کس که دلش را به محبت تو بسپرد، بر دل بیتو غمهای زیادی را سنگینی میکند.
وانکه را محنت گلی خواهد شکفتروزگارش این چنین خاری نهد
هوش مصنوعی: اگر کسی که درد و رنج دارد بخواهد به خوشی برسد، روزگار به او سختی و تلخی میدهد.
وانکه جانش همچو دل نبود به کارخویشتن را با تو در کاری نهد
هوش مصنوعی: کسی که دلش مثل جانش نباشد، در کارهای خود به تو توجهی نمیکند.
تحفه سازد گه گهم آن دل ظریفآرد و در دست خونخواری نهد
هوش مصنوعی: گاهی دلی حساس و ظریف به ما هدیهای میدهد، اما در عوض، در دست کسی شیطانی و بیرحم قرار میگیرد.
نیک میکوشد خدایش یار بادبو که روزی دست بر یاری نهد
هوش مصنوعی: خداوند نیکوکار، یاری کند کسی را که به خوبی تلاش میکند، تا در روزی به کمک دیگران بشتابد.
عشق گفت این هجر باری کیست و چیستخود کسی بر دل ازو باری نهد
هوش مصنوعی: عشق پرسید که این جدایی اینجا چیست و چه معنی دارد؟ آیا کسی میتواند بر دل من بار سنگینی از این جدایی بگذارد؟
بار پای اندر میان خواهد نهادتا به وصلت روز بازاری نهد
هوش مصنوعی: او برای رسیدن به وصال محبوبش، تمام تلاشش را خواهد کرد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد.
هجر گفت از جانب تو راست شداینت سودا و هوس آری نهد
هوش مصنوعی: دوری از تو باعث شد که دل مشغولیها و آرزوهای بیهودهام واقعی به نظر برسند.
یار پای اندر میان ننهد ولیکانوری سر در میان باری نهد
هوش مصنوعی: محبوب در وسط میدان نمیآید، اما انوری، با افتخار و جسارت، سرش را در این میدان قرار میدهد.