غزل شمارهٔ ۱۴۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و دل مشوش خود میپردازد. او میگوید که دلش تحت تأثیر عشق و غم محبوب، از جانش جدا میشود و جانش نیز به خاطر غم محبوب از دنیا کناره میگیرد. شاعر به جست و جوی معنای واقعی زندگی میپردازد و بیان میکند که اگر دل غمگینی به دلی دیگر دست یابد، آن دل نیز از غم رنج خواهد برد. او تأکید میکند که حتی اگر به ظاهری راضی باشد، در درونش غم محبوب او را آزار میدهد. در نهایت، شاعر به اشتیاق خود به دیدار محبوب و ناراحتی ناشی از جدایی اشاره میکند و از دیگران میخواهد که قیمت عشق و غم را ارزان نفروشند.
دل در هوست ز جان برآیدجان در غمت از جهان برآید
هوش مصنوعی: دل به عشق تو بسیار مشتاق است و به گونهای میتپد که گویی جان از این دنیا خسته شده و فقط به خاطر غم تو میخواهد از آن خارج شود.
گو جان و جهان مباش اندیکمقصود تو از میان برآید
هوش مصنوعی: اگر هم جان و هم دنیا را از دست بدهی، هدف اصلی تو از میان نمیرود و همچنان باقی میماند.
سودیست تمام اگر دلی رایک غم ز تو رایگان برآید
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر تو ناراحتی و غم داشته باشد، همه سود و منفعتهای دنیا بیفایده است.
همخانهٔ هرکه شد غم توزودا که ز خان و مان برآید
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار تو باشد و غم تو را احساس کند، به زودی از خانه و زندگی خود دور خواهد شد.
وانکس که فرو شود به کویتدیرا که از او نشان برآید
هوش مصنوعی: هر کسی که به کوی تو وارد شود، دیر یا زود نشانهای از خود بر جای میگذارد.
گویی که اگرچه هست کاممتا کام دل فلان برآید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اگرچه من راضی و خوشحال هستم، اما خوشی واقعیام زمانی است که آرزوی فلانی برآورده شود.
لیکن ز زبان این و آنستهر طعنه که از زبان برآید
هوش مصنوعی: اما هر نوع انتقادی که از زبان کسی بیان شود، ناشی از دیدگاهها و نظرات اوست.
نشنیدستی چنان توان مردای جان جهان که جان برآید
هوش مصنوعی: آیا نشنیدهای که چه قدر قدرت دارد مردی که جانش به خطر افتاده است؟
دل طعنهٔ تو بدید بخریدتا دیدهٔ این و آن برآید
هوش مصنوعی: دل به خاطر طعنههای تو دلخور شد و آن را خرید تا دیگران هم نگاهشان به من برنگردد.
ارزان مفروش انوری راگر باز خری گران برآید
هوش مصنوعی: اگر به سادگی چیزی را بفروشی، ممکن است بعداً با هزینهای بیشتر آن را دوباره بخری.