غزل شمارهٔ ۱۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به غم و غربت عاشق اشاره دارد. شاعر به یاد محبوب خود و تنهاییاش در دوری از او مینویسد. او به این نکته اشاره میکند که هیچ کس قدر و ارزش محبوب را نمیداند و تلاشهایش برای ارتباط با او بینتیجه مانده است. همچنین، او به زیبایی محبوب و برتریاش نسبت به دیگران اشاره میکند و بیان میکند که هیچ کس در زندگیاش نمیتواند او را هشیار و آگاه نگه دارد. این ابیات نشاندهندهی حسرت و دلتنگی شاعر برای محبوبش است.
جانا به غریبستان چندین بنماند کسباز آی که در غربت قدر تو نداند کس
هوش مصنوعی: عزیزم، در این دیار غریب، کسی برای تو ارزش و جایگاه تو را درک نمیکند. برگرد که در این غربت، هیچکس قدر و منزلت تو را نمیداند.
صد نامه فرستادم یک نامهٔ تو نامدگویی خبر عاشق هرگز نرساند کس
هوش مصنوعی: من صد نامه فرستادم، اما هیچکدام از نامههای تو به دستم نرسید. انگار هیچکس خبری از عاشق به کسی نمیدهد.
در پیش رخ خوبت خورشید نیفروزددر پیش سواران خر هرگز بنراند کس
هوش مصنوعی: خورشید در مقابل زیبایی تو روشنی و درخشش خود را از دست میدهد و هیچ سوارکاری نمیتواند با خر خود به میدان بیاید و برتری داشته باشد.
هر کو ز می وصلت یک جام بیاشامدتا زنده بود او را هشیار نخواند کس
هوش مصنوعی: هر کسی که از می و عشق تو یک لیوان بنوشد، تا زمانی که زنده است، هیچ کس او را عاقل نمیداند.