غزل شمارهٔ ۱۷۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت دختری میپردازد که در بامداد در حال خوشگذرانی و بادهنوشی است. او باجنبه و خندهای شاداب، چادرش را به دوش انداخته و به زیبایی در حال حرکت است. حال و هوای شهر تحت تأثیر نشاط او به جوش آمده و همهی اهالی در شگفتی و سرور هستند. شاعر به وجود صدای موسیقی و خوشی در فضا اشاره میکند و از خطراتی که این شادی ممکن است به همراه داشته باشد، صحبت میکند. در نهایت، اشاره به این دارد که اگر این شور و هیجان ادامه پیدا کند، تبعاتی خواهد داشت و ممکن است آرامش شهر را مختل کند.
باز دوش آن صنم بادهفروششهری از ولوله آورد به جوش
هوش مصنوعی: دیشب آن معشوق زیبا که باده میفروشد، شور و شوقی در شهر به پا کرد.
صبحدم بود که میشد به وثاقچون پرندوش نه بیهش نه به هوش
هوش مصنوعی: صبح هنگام بود که به قید و بندی مانند پرندهای گرفتار افتاد. نه بیخبر بود و نه آگاه از وضعیت خود.
دست برکرده به شوخی از جیبچادر افکنده ز شنگی بر دوش
هوش مصنوعی: دستی که به شوخی از جیب چادر بیرون آمده، بر دوش شنگی (یعنی چیزی پر زرق و برق یا با شکوه) افکنده است.
دامن از خواب کشان در نرگسدام دلها زده از مرزنگوش
هوش مصنوعی: آن دختر با دامن خوابآلودش، دلها را به سمت خود جلب میکند و زیباییاش همه را مجذوب خود کرده است.
لالهاش از آتش می پروین پاشزهرهاش از باد سحر سنبلپوش
هوش مصنوعی: گل لالهاش به خاطر آتش میدرخشد و پایش با وزش نسیم صبحگاهی آمیخته شده که مانند سنبل زیباست.
پیشکارش قدح باده به دستاو یکی چنگ خوش اندر آغوش
هوش مصنوعی: پیشکار او جام شرابی در دست دارد و در آغوش خود یک چنگ خوشصدا دارد.
راهوی کرده بعمدا پردهتا بود پرده درو پرده نیوش
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به فردی است که عمداً پردهای را ایجاد کرده تا دیگران نتوانند به عمق موضوع پی ببرند. به نوعی، او نسبت به آنچه درون این پرده وجود دارد، بیتوجه است و به هدف خود که پوشاندن حقیقت است، ادامه میدهد. این عبارت به معنای وجود طرحی و دشواری در درک حقیقت میباشد.
طلع الصبح علی اسعد فالآن کش فتنهکش آفتکوش
هوش مصنوعی: صبح طلوع کرد و خوشبختی را به ارمغان آورد، همانطور که او به مبارزه با فتنهها و آفتها ادامه میدهد.
بم سه تا در عمل آورده چنانکمیر عالم نشنیدست به گوش
هوش مصنوعی: بم سه بار کاری انجام داده که حتی بزرگترین عالم هم از آن بیخبر مانده است.
قول این صوت چنان مطرب اووای اگر شهر برآشفتی دوش
هوش مصنوعی: این صدا چنان شگفتانگیز است که اگر شهر به هم بریزد، وای بر حال این شب!
ای بسا شربت خون کز غم اویدوش گشتست بر آوازش نوش
هوش مصنوعی: گاهي به خاطر غم او، شربت خونم را نوشيدم و بر همين خاطر است که در آوازش، لذتی احساس کردم.
روستایی بچهای شهر بسوختکس در این فتنه نباشد خاموش
هوش مصنوعی: در یک روستا، کودکی به آتش شعلهور شد و در میان این بحران، کسی نیست که سکوت کند یا بیتفاوت بماند.
گر شبی دیگر از این جنس کنددرگه میر خراسان و خروش
هوش مصنوعی: اگر شب دیگری مانند این شب در درگاه میر خراسان طنینانداز شود و سر و صدا برپا کند،