غزل شمارهٔ ۱۹۱
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه اعلام میکند که هرگز از عشق معشوقش بازنمیگردد و به دل بستن به کسی دیگر فکر نمیکند. او با وجود رنج و جفایی که از معشوق میبیند، وفاداری خود را حفظ میکند و میکوشد که به خاطر جدایی از او، بیدینی نیاورد. شاعر میگوید که حتی با وجود غم و جدایی، حاضر نیست از عشق خود دست بکشد و زندگی را بهتر از این حال نمیداند.
برآنم کز تو هرگز برنگردمبه گرد دلبری دیگر نگردم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که هرگز به عشق دیگری روی نیاورم و همچنان به تو وفادار بمانم.
دل اندر عشق بستم، ور همه عمرجفا بینم هم از تو برنگردم
هوش مصنوعی: در دل به عشق تو وابستهام و حتی اگر تمام عمرم را با سختی و بیمهری بگذرانم، باز هم از تو دور نخواهم شد.
مرا اسلام ماندست اندر آن کوشکه از هجران تو کافر نگردم
هوش مصنوعی: من دینی به نام اسلام دارم که به من کمک میکند از تجربیات تلخ جدایی تو، به کفر نرسم و ایمانم را حفظ کنم.
چنانم من ز هجرانت نگاراکز این غم تا زیم بهتر نگردم
هوش مصنوعی: من به قدری از دوری تو غمگینم که هیچ چیزی نمیتواند حال مرا بهتر کند.