غزل شمارهٔ ۲۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه سخن میگوید. شاعر از زیباییهای او، از جمله قبای حسن و زلفش، تمجید میکند و بیان میکند که غم و اندوه ناشی از دوری او را تحمل میکند. او همچنین به اثر عمیق معشوق بر دلها و شور و شوق شهر اشاره میکند و میگوید که حتی در برابر ستمگریهای او، کماکان در خدمت و عشق به او باقی میماند. در نهایت، شاعر از عشق و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید و از دغدغههایش در این رابطه ابراز میکند.
ای قبای حسن بر بالای تومایهٔ خوبی رخ زیبای تو
هوش مصنوعی: تو بر تن داری پوششی زیبا که مایهٔ زیبایی چهرهٔ دلربایت شده است.
یاد زلفت برد آب روی صبرآتش غم گشت خاک پای تو
هوش مصنوعی: یاد موهایت باعث شد صبر من از شدت غم مانند آتش بسوزد و حالا به خاک پای تو تبدیل شده است.
صد هزاران دل به غوغا بردهایشهر پر شورست از غوغای تو
هوش مصنوعی: تو با شور و هیجان خود، دلهای زیادی را به هم ریختهای و شهر به خاطر وجود تو مملو از شوق و سر و صداست.
هرچه خواهی از ستمکاری بکنمینگردد چرخ جز با رای تو
هوش مصنوعی: هر چیزی که بخواهی از ظلم و بیعدالتی انجام بده، چرخ روزگار فقط بر اساس اراده و خواسته تو میچرخد و تغییر میکند.
گر به خدمت کم رسد معذور دارکز غم تو نیستم پروای تو
هوش مصنوعی: اگر کم و کاستیای در کمک من احساس کردی، مرا ببخش؛ زیرا من به خاطر غم و اندوه تو، نگران تو نیستم.