غزل شمارهٔ ۲۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، غم و درد عشق بیان شده است. شاعر از حال ناخوشایند خود میگوید و آن را ناشی از ستمهای عشق میداند. او به معشوقهاش انتقاد میکند که با رفتارهایش زندگی او را در شب و روز تیره و تار کرده است. شاعر از او میخواهد که از ظلم و بیتوجهی خود کم کند و بر درد دل او رحم کند، چرا که این بازیها و رفتارها سالهاست که ادامه دارد و به او آسیب زده است. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که این ستمهایی که بر خود میکند، نتیجه رفتارهای معشوقش است.
تا که دستم زیر سنگ آوردهایراستی را روز من شب کردهای
هوش مصنوعی: من به خاطر فشاری که به من وارد کردهای، حالتم به شدت بد شده و روزهایم به شب تبدیل شده است.
از غم عشق تو دل خون میخوردوای آن مسکین که با او خوردهای
هوش مصنوعی: دل از عشق تو در حال درد و رنج است، و چه بدتر از آنکه آن مسکین برادر یا دوستانی داشته باشد که او هم در این درد سهیم است.
یک به ریشم کم کن از آهنگ جورگرنه با ایام در یک پردهای
هوش مصنوعی: یک مقدار از بار غم و غصهات را کم کن، چون در غیر این صورت با حوادث و روزگار یکی میشوی و مثل یک نمایش تکراری به نظر میرسی.
دل همی دزدی و منکر میشویبازیی نیکو به کو آوردهای
هوش مصنوعی: دل تو در حال دزدی است و تو در حال انکار آنی. اما بازی خوبی را به این میان آوردهای.
با چنین دست اندرین بازی مگرسالها این نوع می پروردهای
هوش مصنوعی: با چنین افرادی که به این شیوه رفتار میکنند، آیا ممکن است سالهاست که به این سبک به پرورش و تربیت پرداختهای؟
انوری دم درکش و تسلیم کنکین ستم بر خویشتن خود کردهای
هوش مصنوعی: ای انوری، به درگاه خداوند بیفت و تسلیم شو، زیرا این رنج و ستمی که به خود میزنی، نتیجهی اعمال خودت است.