غزل شمارهٔ ۲۶۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حال و روز خود شکایت میکند و به طرف مقابل مینالد که با ظلم و بیرحمیاش به او آسیب زده است. او میگوید که صبر کرده، اما دیگر طاقت او تمام شده است. شاعر در عین حال به این نکته اشاره میکند که چگونه طرف مقابل از او سوء استفاده کرده و خونش را میخورد. او از طرف مقابل میخواهد که کمی از ظلم و ستم خود بکاهد، زیرا در غیر این صورت دچار مشکلات بیشتری خواهد شد. در پایان، شاعر به خود و وضعیتش اشاره میکند و از زهرخندها و غم خود سخن میگوید، در حالی که از سختیهایی که تحمل کرده رنج میبرد.
دامن اندر پای صبر آوردهایپس به بیداد آستین برکردهای
هوش مصنوعی: در دامان خود صبر را نگه داشتهای، پس چگونه است که دستت را به ظلم و ستم بالا میزنی؟
هر زمان گویی چه خوردم زان توبیش از این چبود که خونم خوردهای
هوش مصنوعی: هر لحظه به خود میگویم که چه چیزی از تو به من رسیده که به جز خون من چیزی نبوده است.
یک به دستم کم کن از آهنگ جورگرنه با ایام در یک پردهای
هوش مصنوعی: اگر یک چیز از مشکلات و دشواریها کم کنی، در غیر این صورت زندگیام به تکرار میافتد و مانند یک نمایش بیپایان میشود.
خون همی ریزی و فارغ میرویبازیی نیکو به کو آوردهای
هوش مصنوعی: تو در حال ریختن خون هستی و بیخیال به تماشای بازی زیبایی نشستهای که به کوه آورده شده است.
باری از خون منت گر چاره نیستهم تو کش چون هم توام پروردهای
هوش مصنوعی: اگر چارهای نیست و باید از عشق و حالتی که در دل دارم بگذرم، خودت نیز زحمت این را کشیدهای و مرا اینگونه پروردهای.
انوری خود کرده را تدبیر چیستزهرخند و خونگری خود کردهای
هوش مصنوعی: برای کسی که خودش را در وضعیتی قرار داده، چه راهحلی وجود دارد؟ او خود به خود با لبخند زهرآلود و اشکهایش، سرنوشتش را ساخته است.