غزل شمارهٔ ۲۶۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و کمال معشوق خود اشاره میکند و او را نماد حسن و جمال میداند. او از توصیف چهره معشوق عاجز است و میگوید که زیباییاش فراتر از وصف است. شاعر همچنین بر این باور است که با وجود تمامی زیباییها، هرگز پادشاهی را با وصال معشوق خود برابر نمیداند. در نهایت، او به عدم توانایی خود در تحقق خواسته معشوق اشاره میکند و احساس ناامیدیاش را بیان میکند.
جانا به کمال صورتیایدر حسن و جمال آیتیای
هوش مصنوعی: ای جان، تو به کمال زیبایی و ظرافت، نشانهای از زیبایی و جلال هستی.
وصف رخ تو چگونه گویممیدان که به رخ قیامتیای
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم زیبایی چهرهات را توصیف کنم، وقتی که خود میدانم چهرهات همانند روز قیامت است؟
با وصل تو ملک جم نخواهمزیرا که تو به ز ملکتیای
هوش مصنوعی: با اینکه اگر به دنیای ملک و ثروت وصال تو را داشته باشم، برایم اهمیتی ندارد، چون تو خودت به تنهایی ارزش و مقام بالاتری داری.
انصاف اگر دهیم جاناآراسته خوب صورتیای
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم انصاف بدهیم، ای محبوب، تو چقدر زیبا و جذاب هستی.
گفتی که تراام انوری باشلیکن چه کنم که ساعتیای
هوش مصنوعی: تو گفتی که میخواهی با من مونس باشی، اما چه کنم که فقط لحظاتی در کنارم هستی.