غزل شمارهٔ ۲۹۲
هوش مصنوعی: این متن شعری است که درباره دلایل سازگاری و انصاف صحبت میکند. شاعر از فردی میخواهد که بجای بهانهگیری و جستجوی کرانهها، به قلب و صداقت بیاید. او میگوید که دروغ و نادرستی زیبنده نیست و کسی که انصاف را جستجو میکند نباید دلی را بشکند. شاعر از درد دل خود میگوید و این را بیفایده میداند که به دنبال خواستهای بیاساس باشد. او اعلام میکند که بهتر است از این دردسرها دوری کند و به محبت و دوستی واقعی بپردازد.
نگفتی کزین پس کنم سازگاریبه نام ایزد الحق نکو قول یاری
هوش مصنوعی: نگفتی که بعد از این چگونه با شرایط کنار بیایم، به نام خداوند راستین و نیکو سخن یاری کنندگان.
بهانه چه جویی کرانه چه گیریبیا در میان نه به حق هرچه داری
هوش مصنوعی: به دنبال دلایل و توجیهات نباش و به حاشیه نرو. بیایید در دل ماجرا قرار بگیریم و همه چیز را با صداقت و بدون تعصب بررسی کنیم.
همی گویی انصاف تو بدهم آریتو معروف باشی به انصاف کاری
هوش مصنوعی: تو میگویی که انصاف را به تو بدهم، اما تو باید در عمل ثابت کنی که به انصاف معروف هستی.
همه عذر لنگست کز تو بدیدمسر ما نداری بهانه چه آری
هوش مصنوعی: همه بهانههایی که میتوانستم بیاورم، به خاطر دیدن نقصها و کمبودها از تو است. حالا که سر ما چیز زیادی نداری، به چه بهانهای میتوانی مرا قانع کنی؟
به انصاف بشنو چنین راست نایدکه دل میربایی و غم میگذاری
هوش مصنوعی: به طور عادلانه و با دقت گوش کن، زیرا درست نیست که دلی را بربایی و پس از آن غم و اندوه را رها کنی.
غم دل چه گویم تو زین کار دوریبه هرزه چه کوبم در خواستگاری
هوش مصنوعی: غم و اندوه دل را چگونه بیان کنم، تو که به خاطر این دوری، در بیهودهگویی و درخواست عشق، به تمسخر میزنی.
همان به که این دردسر بازدارمکنم با تو در باقی آن دوستداری
هوش مصنوعی: بهتر است که من این مشکلات را کنار بگذارم و با تو در عشق واقعی باقی بمانم.