شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیا
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون وجود دیو و دد در انسان، قحطی دانش و دین، و جستجوی حقیقت و کمال میپردازد. شاعر از ناامیدی و کمبود راهنما در زمانهی خود سخن میگوید و به دنبال نشانههایی از کمال و حقیقت است. او به سراغ نمادهایی چون نوح و طوفان میرود تا نشان دهد که در این دوران فراموشی و بیدانشی، چه کسی میتواند به نجات و هدایت بپردازد. در نهایت، شاعر به جستجوی گنجهای پنهان در وجود انسان تأکید میکند و از بیخبری جامعه نسبت به آن ناراحت است.
ربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفتکس نمیداند که در آفاق انسانی کجاست
هوش مصنوعی: آدمی فضای مشخصی دارد، اما هیچکس نمیداند که حقیقت انسانی او در کجای جهان قرار دارد و چه موجودات شگفتانگیزی درون او وجود دارند.
دورُ دورِ خّشکسال دّین و قحطِ دّانشستچند گویی فتح بابی کو و بارانی کجاست
هوش مصنوعی: در این زمان که خشکسالی و کمبود دانش حاکم است، چه بسا بگویی درهای موفقیت کجا است و باران علم و آگاهی کجا میبارد؟
من ترا بنمایم اندر حال صد بوجهل جهلگر مسلمانی تو تعیین کن که سلمانی کجاست
هوش مصنوعی: من به تو نشان میدهم که در حال صد آدم نادان چه وضعیتی وجود دارد. اگر تو به حقیقت مسلمان هستی، تعیین کن که جایی که باید آرامش و دوستی برقرار باشد، کجاست.
آسمان بیخ کمال از خاک عالم برکشیدتو زنخ میزن که در من گنج پنهانی کجاست
هوش مصنوعی: آسمان به اوج کمال خود از زمین بالا رفته است؛ تو باید به من اشاره کنی که در وجودم یک گنج پنهان وجود دارد.
خاک را طوفان اگر غسلی دهد وقت آمدستای دریغا داعیی چون نوح و طوفانی کجاست
هوش مصنوعی: اگر طوفانی بر خاک بنشیند و آن را پاک کند، وقت آن رسیده است که کاش پیامی چون نوح باشد و طوفانی برای تغییر در کار.