شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی زیبایی و والایی معشوقه است. شاعر با استفاده از تشبیههای زیبا و فرازهای بلندی به توصیف معشوق خود میپردازد و بیان میکند که بدون زیبایی و وجود او، همه چیز کمارزش و بیمعناست. او به قدرت کلام و تاثیر دلانگیز معشوقهاش اشاره میکند و در نهایت، از یکتایی و بینظیری او در دنیا سخن میگوید.
ای سروری که از گل دل قامت قلمبیخدمت دوات تو بسته کمر نخاست
هوش مصنوعی: ای بزرگمردی که از زیبایی دل، قلم به خود آراسته است، دوات من به خاطر خدمت به شما، خود را به زنجیر درآورده و بیحرکت مانده است.
بادا همیشه ملک جمال تو منتظمکز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست
هوش مصنوعی: باشد که همیشه زیبایی تو به ترتیب و نظم باشد، چون از کاف به فکنی در آمدی، وجودت چون گوهر نور پیدا نشد.
بیطبع دلگشای تو از سنگ زر نخاستبیلفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست
هوش مصنوعی: اگر دلانگیزی و صفای تو نباشد، از سنگ طلا نمیتوان چیزی به دست آورد. بدون کلام شیرین و جانبخش تو، نمیتوان از نی، شکر تولید کرد.
دعوی همی کنم که در آفاق چون توییاز مسند امامت صدری دگر نخاست
هوش مصنوعی: من ادعا میکنم که در دنیا کسی مانند تو وجود ندارد و از جایگاه رهبری، هیچ کس به گرد پای تو نمیرسد.