تناجی
انوری ابیوردی

شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد

فریدالدین کاتب دام عزهمگر چون ده منی سیکیش بردست
به گرمایی چنین در چار طاقشبه دست چار خوارزمی سپردست
بنتوانی شنید آخر که گویندکه آن صافی سخن محبوس دردست
به آبی چند آبش باز روی آراگر دانی که آن آتش نمردست
مصون باد از حوادث نفس عالیتالا تا نقش گیتی ناستردست