شمارهٔ ۹۲ - در مطایبه
هوش مصنوعی: این شعر به وضعیت جهان و احساسات انسانها اشاره دارد. شاعر از وجود درد و رنج در دنیا سخن میگوید و به تضادهای موجود بین خشم و نفرت اشاره میکند. او به قناعت و نیازهای انسانی نیز پرداخته و بیان میکند که آرامش و آسایش امری دیرین و دشوار است. شاعر در نهایت، به امید برای دستیابی به خواستهها اشاره میکند، حتی اگر زمانبر باشد.
در جهان چندان که گویی بیشمارنیستی و محنت و ادبیر هست
هوش مصنوعی: در این دنیا، هرچه فکر میکنیم که بیپایان هستیم، در واقع تعداد ما محدود است و رنج و سختی نیز وجود دارد.
وز فلک چندان که خواهی بیقیاسنفرت آهو و خشم شیر هست
هوش مصنوعی: تا جایی که بخواهی، از آسمان بیحساب نفرت آهو و خشم شیر وجود دارد.
گر ز بالای سپهر آگه نهایزین قیاسش کن که اندر زیر هست
هوش مصنوعی: اگر از بالای آسمانها آگاهی نداری، این مقایسه را در نظر بگیر که در زیر، چه چیزهایی وجود دارد.
دورها بگذشت بر خوان نیازکافرم گر جز قناعت سیر هست
هوش مصنوعی: زمان زیادی گذشته و من همیشه در نذر و نیاز به سر میبرم، اما اگر قناعت نداشته باشم، هرگز سیر نخواهم شد.
نام آسایش همی بردم شبیچرخ گفتا زین تمنی دیر هست
هوش مصنوعی: در یک شب که به دنبال آرامش بودم، چرخ فلک به من گفت که این خواستهی تو دیرهنگام است.
گفتمش چون گفت آن اندر گذشتگر کنون رغبت نمایی ... هست
هوش مصنوعی: من به او گفتم که وقتی او آن را بیان کرد، گذشت و حال اگر تمایل داری، باید آن را نشان دهی... وجود دارد.