شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف چهار شهر خراسان میپردازد. شاعر به نمایههای مختلف این شهرها اشاره میکند: بلخ را شهری پر از بیخردان و اوباش میداند که در آن هیچ فرد دانایی وجود ندارد. مرو را به ترتیب و سامان میستاید، اما اشاره میکند که جد و هزل در آن به یک اندازه وجود دارد. در نهایت، نشابور را به عنوان شهری توصیف میکند که میتواند بهشتی باشد، بسته به نگاه و دیدگاه مردم نسبت به آن. شعر به مقایسه وضعیت این چهار شهر و ویژگیهای خاص هر یک از آنها میپردازد.
چار شهرست خراسان را در چارطرفکه وسطشان به مسافت کم صد در صد نیست
هوش مصنوعی: خراسان چهار شهر دارد که در چهار سمت قرار گرفتهاند و فاصله بین آنها به طور دقیق صد درصد نیست.
گرچه معمور و خرابش همه مردم دارندبر هر بیخردی نیست که چندین دد نیست
هوش مصنوعی: هرچند که همه مردم درباره این مکان شلوغ و ویران حرف میزنند، اما دانا نیستند که در آنجا چندین موجود خطرناک وجود دارد.
مصر جامع را چاره نبود از بد و نیکمعدن در و گهر بیسرب و بسد نیست
هوش مصنوعی: مصر به هیچ وجه نمیتواند از ویژگیهای خوب و بد خود خلاص شود، زیرا مانند معادن گرانبها، در عین داشتن ارزش، ممکن است بعضی نقصها هم داشته باشند.
بلخ شهریست در آکنده به اوباش و رنوددر همه شهر و نواحیش یکی بخرد نیست
هوش مصنوعی: بلخ شهری است که پر از مردم هرزه و بیفکر است و در تمام مناطق و خیابانهایش، هیچ آدم دانا و عاقل وجود ندارد.
مرو شهریست به ترتیب همه چیز دروجد و هزلش متساوی و هری هم بد نیست
هوش مصنوعی: در این شهر همه چیز به خوبی سامان یافته است و جدیت و شوخی در آن به یک اندازه ارزش دارند و هیچکدام بد نیستند.
حبذا شهر نشابور که در ملک خدایگر بهشتیست همانست و گرنه خود نیست
هوش مصنوعی: چه خوب است شهر نشابور که در ملک خداوند است. اگر در بهشت باشد، همان جاست و اگر نباشد، خود بهشت هم نیست.