شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس ناامیدی و غم شاعر است که به خاطر بیعدالتیها و دشواریهایی که در زندگی تجربه کرده، دچار رنج و عذاب شده است. او از مرکبش، که نماد قدرت و مقام است، میگوید که به دنبال آن جان فدای او شده و به او اجازه داده تا با پیادگان سپاه همراه شود. غم و اندوه بر دلش سنگینی میکند و سالها در حسرت و تاوان آنچه بر او گذشته است، به سر میبرد.
مرکب من که دادهٔ شه بودجان فدای مراکب شه کرد
هوش مصنوعی: اسب من که هدیهٔ پادشاه است، جانش را فدای آن اسب کرده است.
بنده را با پیادگان سپاهدرچنین جایگاه همره کرد
هوش مصنوعی: بنده را در این مکان با سربازان پیاده سپاه همرتبه و همردیف قرار دادند.
اندر آمد ز بی جوی از پایرویم از غم به گونهٔ که کرد
هوش مصنوعی: به خاطر دلتنگی و غم، از نگرانی و بیحوصلگی به جایی رسیدم که دیگر نتوانم پایت را روی زمین نگهدارم.
سالها گفت باز نتوانمآنچه با من فلک درین مه کرد
هوش مصنوعی: سالهاست که میگوید دیگر نمیتوانم آنچه را که سرنوشت با من در این ماه انجام داد، تحمل کنم.