تناجی
انوری ابیوردی

شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه

امیرالجبال آنکه با جاه جودشنه گردون براند نه دریا ستیزد
چو دست گهر بار او نیست گردونبه پرویزن ابر گوهر چه بیزد
پلنگ خلافش نزد هیچ کس راکه درحال موش اجل برنمیزد
فلک ساغر ماه نو پیش داردکه از جام همت جراعی بریزد
مگر سیم سیماب شد دستش آتشهر آنجا که این آمد آن می‌گریزد
که از موج دریای دستش کم آمدکه گوید که از کوه دریا نخیزد