شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید
هوش مصنوعی: این شعر به معراج و مقام عظیم الهی اشاره دارد و از عظمت خداوند سخن میگوید. شاعر به قدرت و حکمت خداوندی اشاره میکند که با وجود تمام تلاشها و استعدادها، درک کامل او ممکن نیست. او به تضادهای خلقت و ناتوانی انسان در فهم آنچه که در آسمانهاست، پرداخته و بیان میکند که گاهی تلاشهای انسان بیثمر و ناکام میماند. شاعر همچنین به کمبود امکانات و مشکلات خود در خلق آثار ادبی اشاره دارد و از اینکه نتوانسته ضمن افکارش به نتیجه دلخواه برسد، ناامید است. در نهایت، او از بخت خود گلایه میکند که همچنان آرزوهایش را برآورده نمیکند.
ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلتتا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد
هوش مصنوعی: ای خدایی که در معراج، مقام و ارزش تو به حدی بالا رفت که حتی فکر کسی به عمق آن نمیتواند برسد.
خاکپای تست آنکش کیمیا داند خردبر مسی هرگز فکندش آسمان کان زر نشد
هوش مصنوعی: خاک پای تو برای کسی که ارزش آن را بداند، باارزشتر از طلاست. عقل بر مس (فلز بیارزش) هیچ وقت نمیتواند به آسمان برود، چون تبدیل به طلا نشده است.
نوک کلک تاست آن کش جوهری داند صدفقطرهای هرگز بدو پیوست کو گوهر نشد
هوش مصنوعی: هنگامی که درخشانترین حقیقتها را کسی میشناسد، جواهرات ارزشمند به دست نمیآید. صدف که تنها یک قطرهی کوچک دارد، هرگز به گوهر تبدیل نمیشود.
بر هوای دولتت مرغ خلافی کی گذشتکز سموم انتقامت عاقبت بیپر نشد
هوش مصنوعی: به خاطر خواسته و منفعت تو، هیچکس نتوانست از مسیر نادرست عبور کند، زیرا با وزش طوفان انتقام تو، در نهایت بیپر و ناتوان باقی ماند.
در بهار خدمتت شاخ وفاقی کی شکفتکز صبای اصطناعت جفت برگ و بر نشد
هوش مصنوعی: در بهار، در خدمتت، گلی از محبت و توافق شکوفا نشد که از نسیم ملایم دستت، برگ و میوهای به بار نشد.
ماجرایی خردهوار اندر میان خواهم نهادباورم کن گرچه کس را از من این باور نشد
هوش مصنوعی: میخواهم داستانی کوچک و کماهمیت را برایت تعریف کنم، به من اعتماد کن، اگرچه هیچکس تا به حال به حرفهای من اعتنا نکرده است.
دستهای ده کاغذم فرمودهای زان روزهادر تقاضا گرچه زان پس نوک کلکم تر نشد
هوش مصنوعی: گروهی از مردم در روزهای گذشته از من خواسته بودند که ده ورق کاغذ برایشان تهیه کنم، اما بعد از آن دیگر نتوانستم با قلم خود به خوبی بنویسم و موفق نشدم.
خواستم تا قطعهای پردازم امروز اندر آنزین مطولتر ولیکن زین مطولتر نشد
هوش مصنوعی: امروز تصمیم داشتم نوشتهای طولانیتر از این متن بنویسم، اما نتوانستم.
زانکه چون اندیشه کردم از بباضش چاره نیستحالی از بیکاغذی دستم به نظمش درنشد
هوش مصنوعی: چون به فکر فرو رفتم، دیدم که برای مشکلش راه حلی وجود ندارد. در حال حاضر، بدون کاغذ و نوشتن، نتوانستم به تنظیم افکارم بپردازم.
لاغری ناید شگفت از بخت من آن بخت تستکز دوام آرزو پهلوی او لاغر نشد
هوش مصنوعی: دلیل لاغری من جای تعجبی ندارد، چون بخت من در کنار آرزوهایم همیشه ضعیف و ناتوان باقی مانده است.