شمارهٔ ۲۳۸ - اجازت خواهد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت زمان و عمر انسان اشاره میکند و میگوید که عمر محدود و ارزشمند است، بهویژه در مقایسه با داراییهایی که در طول روز بهدست میآید. او میگوید که زندگی انسان مانند کیسهای است که تنها چند نفس در آن موجود است و تا زمانی که در بند و مهر خداوند نباشد، نمیتواند از آن استفاده کند. اگر کسی بخواهد آن را به سرقت برد، در واقع به ضرر خود و خودخواهی خود میزند. شاعر از عدالت و رحمت الهی سخن میگوید و در پایان آرزوی شبی خوش و توأم با برکت و روزهایی خوش برای خود و دیگران دارد.
ای شاه ز نقدها که باشددر کیسهٔ صبح و شام موجود
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از آنچه در گنجینه یا کیسهٔ صبح و شب موجود است، چه چیزی ارزشمندتر است؟
در کیسهٔ عمر انوری نیستالا نفسی سه چار معدود
هوش مصنوعی: در طول زندگی، آنچه که بهعنوان دارایی و ثروت در اختیار داریم، تنها چند نفس محدود هستند.
وان نیز به بند و مهر او نیستتا خرج کند چو نقد معهود
هوش مصنوعی: او نیز به خاطر محبت و وابستگیاش نیست که هر چه را دارد، مثل پولی که همیشه همراه است، خرج کند.
گیرم که یکی دو زان بدزددتا رای فلک رسد به مقصود
هوش مصنوعی: بگذارید فرض کنیم که یکی یا دو نفر از ما دزدیده شدهاند، اما این دزدیده شدن تنها به خاطر این است که سرنوشت یا تقدیر به هدف خود برسد.
نی دست تصرفش ببرندوین عاقبتی بود نه محمود
هوش مصنوعی: هر کسی که دستش از تصرف و کنترل جدا شود، در نهایت به این سرنوشت دچار میشود که نتیجهای نیست که مورد پسند باشد.
آنگه چه زند چو دست نبوددر دامن جست و جوی معبود
هوش مصنوعی: زمانی که دست در دامن جستوجوی پروردگار نباشد، چه چیزی میتواند انجام گیرد؟
دانی که چو حال بنده این استای عنصر عدل و رحمت و جود
هوش مصنوعی: آیا میدانی که حال و روز این بنده چگونه است، ای مظهر عدالت، رحمت و سخاوت؟
شب خوش بادیش کن به کلینه شاعر و شعر هست مفقود
هوش مصنوعی: شبی را به خوشی و آرامش سپری کن، چرا که دیگر نه شاعری وجود دارد و نه شعری برای غمگینی.
ای تا به ابد شب تمنیتآبستن روزهای مسعود
هوش مصنوعی: ای تو که تا همیشه در دل شب آرزویت، روزهای خوش و پربرکت را در پیش داری.