شمارهٔ ۲۷۳ - قاضی هری مبتلا به مرض جرب شده و حکیم به عیادت او رفته و او از خانه بیرون نیامده و این قطعه را درهجو او گفته است
هوش مصنوعی: این قطعه شعری با نگاهی به قضاوت و نصیحت از زبان یک قاضی بیان شده است. شاعر به قاضی توصیه میکند که به نصایح توجه کند و از افتادن در دامهایی که دیگران برای او میتنند، خودداری کند. او به قاضی یادآوری میکند که نباید به نام و ننگ اهمیت دهد و باید از افکار غلط دور بماند. در پایان شاعر تهدید میکند که اگر قاضی به نصایحش گوش ندهد، مسئول عواقب آن بر گردن خود او خواهد بود.
قاضی از من نصیحتی بشنونه مطول به از طویلهٔ در
هوش مصنوعی: داور از من توصیهای بپذیر، که شنیدنش بهتر از طولانیگویی در مکانی بیفایده است.
بارها گفتمت خر از کفه دورخر بغایی مکن تو گرد آخر
هوش مصنوعی: من بارها به تو گفتهام که از کفه دور نشو و سعی نکن در آخر به جایی نرسی.
پند احرار دامنت نگرفتاین به تصحیف تا قیامت حر
هوش مصنوعی: پند و نصایح آزادگان هیچ تأثیری بر تو نداشت، و این سرنوشت تو تا ابد ادامه خواهد داشت.
کیک دریاچهٔ من افکندیوینکت سنگ اوفتاده به سر
هوش مصنوعی: تو در دریاچهٔ من کیکی انداختی و از طرفی سنگی بر سر من افتاده است.
هین که شاخ هجا به بار آمدبیش از این بخ نام وننگ مبر
هوش مصنوعی: دقت کن که زمان مناسبی برای شروع کار جدید فرارسیده است. بیش از این به مسائلی که باعث ننگ یا شهرت میشود، اهمیت نده.
خشک ریشی گری کری نکندهان وهان چاردست و پای شتر
هوش مصنوعی: اگر موهای ریش کسی خشک و بیجان باشد، نمیتواند مانند شتری که چهار دست و پا دارد، مفید و کارآمد باشد.
این زمان بیش از این نمیگویمایها الشیخ بالسلامة مر
هوش مصنوعی: این بار بیشتر از این سخن نخواهم گفت، ای شیخ، به سلامت باش.
پس از این خون تو به گردن توگر بدان آریم که گویم پر
هوش مصنوعی: اگر بعد از این، خون تو بر دوشت باشد، اگر بدانیم که من چه میگویم، عذر و بهانهای نخواهی داشت.