شمارهٔ ۲۹۶ - درمرثیه
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش یک شخصیت بزرگ و خیرخواه میپردازد که با دستهای نوازشگر خود، با محبت و کرامت، به دیگران کمک کرده و آثار نیکی بر جای گذاشته است. او به این نکته اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند به پای آن شخص بزرگ برسد و فقدان او همواره حسرتی در دلها به جای خواهد گذاشت. شاعر خود را به عنوان کسی که دچار بیپناگی و یتیمی در برابر نعمتهای آن بزرگمهر است، معرفی میکند و یادآور میشود که آن شخصیت بخشنده و بزرگوار یاد و آثارش همیشه در خاطر خواهد ماند.
آن خواجه کز آستین رغبتدست کرم بزرگوارش
هوش مصنوعی: آن بزرگمرد که با آستین امید، لطف و بخشش خود را به دیگران نثار میکند، همچون یک عزیز و بزرگوار است.
برداشت زخاک عالمی رادر خاک نهاد روزگارش
هوش مصنوعی: زندگی انسانها مانند دیگر مخلوقات بر روی زمین است و سرانجام تمامی فعالیتها و دستاوردهای آنها به زمین و خاک منتقل میشود. روزگار، تمامی آنچه را که در این دنیا به دست آوردهایم و ساختهایم، در نهایت به سرنوشت خاک سوق میدهد.
ننشست نظیر او ولیکنبنشاند عزای پایدارش
هوش مصنوعی: هیچکس مانند او آرام و قرار نیافته است، اما غم از دست دادن او را برای همیشه بر دلها نشاند.
صدگونه چو من یتیم احسانبرخاک دریغ یادگارش
هوش مصنوعی: چندین نوع یتیم مانند من به زمین احسان میورزند، دریغ از یادگاری که از آن باقی مانده است.