شمارهٔ ۳۹۸ - در مذمت افلاک
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به پسرش میگوید که بر سخاوت دیگران تردید نکند، زیرا آنها در واقع از بذل و بخشش خود کم نمیکنند. او تأکید میکند که اگر انصاف به خرج دهد، متوجه میشود که بخلی در کار نیست. چرا که کسی که چیزی میدهد، در واقع چیزی را از خود کم نمیکند و در نهایت، مانند ابر تیرهای که نمیتواند نور بخورد، هیچ چیز را به اندازه خود نمیگیرد.
ای پسر تا به فلک ظن سخاوت نبریکانچه بدهد به یسارت بستاند به یمین
هوش مصنوعی: ای پسر، تا وقتی که به آسمان بلند فکر نمیکنی و گمان نمیکنی که بخشش و سخاوت در آنجا است، بدان که آنچه به تو میدهد، تنها به عجز و ناتوانیات میستاند.
آفتابش که در این دعوی رایت بفراشتاگر انصاف دهی آیت بخلیست مبین
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید در این بحث و جدل پرچم خود را بر افراشت، اگر به انصاف نگاه کنی، نشانهای از بخل و حرص در آن نمایان نیست.
از بخیلی نبود آنکه کسی دادهٔ خویشبرکشد از سر آن تا فکند در بر این
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که از روی بخل و حسد نیست که کسی چیزی را که به دیگران داده، پس بگیرد و بر سر آن برگرداند. بلکه این کار نشاندهندهی نوعی رفتار ناپسند است که به خاطر حسادت یا عدم رعایت حقوق دیگران انجام میشود.
پارهٔ ابر سیه را ندهد بهرهٔ نورتا به اندازهٔ آن باز نخواهد ز زمین
هوش مصنوعی: اگر یک تکه ابر سیاه نور را نگیرد، زمین هم به اندازهٔ همان نور نخواهد داشت.