شمارهٔ ۴۱۷ - در طلب هیزم
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده از خدمتی که به کسی کرده یاد میکند و به احساس ملال و ناامیدیاش اشاره دارد. او به اختلالات و مشکلاتی که تجربه کرده پی میبرد و از گذشتهای که در آن روزهدار بوده و سعی کرده درست عمل کند صحبت میکند. همچنین به داشتن کمی برنج در دیگ اشاره میکند و به نوعی به انتظاری که از رحمت و کرم طرف مقابل دارد، اشاره میکند. به عبارت دیگر، او از تلاش برای بهبود وضعیت و امید به کمک دیگران سخن میگوید.
ای ز دست تجاسر خادمشربهای ملال نوشیده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر جسارت و خودپسندیات، نوشیدنی تلخی را مزهمزه کردهای.
اختلالی که من داردنیست بر خاطر تو پوشیده
هوش مصنوعی: اختلالی که من دارم، برای تو پنهان نیست.
بدو ایام بیض و من صایموز خطا در صواب کوشیده
هوش مصنوعی: در روزهایی که دنیا به روشنایی و پاکی میرسد، من در حال روزه هستم و سعی میکنم از اشتباهات دوری کنم و به کارهای درست بپردازم.
نیم جوشیده دیگکی دارمقلقلش گوش نانیوشیده
هوش مصنوعی: من یک دیگ کوچک دارم که در آن چیزی نیمپخته است و صدایش را میشنوم، مانند نانی که هنوز نخوردهام.
از طریق کرم توانی کردبدو چوبش تمام جوشیده
هوش مصنوعی: با لطف و مهربانی تو، میتوان به او کمک کرد، حتی اگر کار دشواری باشد.