رباعی شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از فراموشی وعدهها و وفاهایی که معشوقش به او داده است سخن میگوید. او احساس میکند که معشوقش با ترفندهایی او را به دام انداخته و سپس به راحتی رفته است. شاعر حس میکند که آتش عشق او را سوزانده و معشوق مانند باد، بیخبر و ناگهانی رفته است.
معشوق مرا عهد من از یاد برفتوان عهد و وفا به باد برداد و برفت
هوش مصنوعی: معشوق من به یادش نمیآورد که ما چگونه به یکدیگر عهد کرده بودیم. آن عهد و وفایی که داشتیم، به باد رفت و از بین رفت.
پایم به حیل ببست و آزاد برفتآتش به من اندر زد و چون باد برفت
هوش مصنوعی: پاهایم به تلهای گرفتار شد و او به راحتی دور شد. آتش درونم را سوزاند و مانند باد از کنارم گذشت.