تناجی
انوری ابیوردی

رباعی شمارهٔ ۱۹۳

دوشم ز فراق تو همه شیون بودچشمم چو پر از خون شده پرویزن بود
بر هر مژه خونی که مرا درتن بودچون دانهٔ نار بر سر سوزن بود