رباعی شمارهٔ ۲۴۲
هوش مصنوعی: در این شعر شاعر از عشقش به معشوقهاش سخن میگوید. او در شبهای طولانی به ماه و ستارهها شکایت میکند و رازهایش را با آنها در میان میگذارد. شاعر احساس میکند که مانند کبوتر از قفسی رهایی یافته است و به زندگی جدیدی قدم میگذارد، نه به گونهای که گذشتهاش را فراموش کند.
آن شد که من از عشق تو شبهای درازبا مه گله کردمی و با پروین راز
هوش مصنوعی: این طور شد که من در شبهای طولانی به خاطر عشق تو، با ماه گلایه میکردم و با ستارهها راز و نیاز میکردم.
جستم ز تو چون کبوتر از چنگل بازرفتم نه چنان که دیگرم بینی باز
هوش مصنوعی: از تو دور شدم مانند کبوتر که از دستان شکارچی میگریزد، اما این دوری به گونهای نیست که آنچه از من هستی را همچنان ببینی.