رباعی شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به یاد شب گذشته و لحظات وصال با معشوق میپردازد. او از شوق و شادی ناشی از آن لحظات سخن میگوید و حالا که دوباره شب است، حس تنهایی و صدای فریادها و ناامیدیاش را ابراز میکند. به نوعی، شاعر نگران این است که آیا شبهای آینده هم شبی مانند شب گذشته خواهد بود یا خیر.
دوش از کف وصل آن بت عشوه فروشتا روز می طرب همی کردم نوش
هوش مصنوعی: دیروز از کنار آن معشوق زیبا که با فریبهایش دلها را میرباید، چنان شگفتانگیز غرق در عشق شدم که تا امروز همچنان در حال نوشیدن شادمانی و لذت هستم.
امشب من و صد هزار فریاد و خروشتا کی شب دیگرم بود چون شب دوش
هوش مصنوعی: امشب من تنها نیستم و صداهای زیادی در اطرافم هست. این شب چگونه خواهد گذشت، مانند شب گذشته که برایم سخت و پر درد بود؟