رباعی شمارهٔ ۲۹۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی خود سخن میگوید. او احساس میکند که تمامی افکار و احساساتش تحت تاثیر محبوبش قرار گرفته و از عقل و خردش دور شده است. با تمام وجود در جستجوی معشوقش است و تلاش میکند تا دوباره با او ارتباط برقرار کند.
سودای تو بیرون شده یکسر ز سرموز کوی تو ببرید خرد رهگذرم
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو تمام وجودم را فرا گرفته و دیگر هیچ چیزی از عقل و اندیشهام نمانده است. حتی در مسیر زندگیام هم به یاد تو هستم و نتوانستهام از فکر تو دور شوم.
دست طلب تو باز در کوفت درمتا با سر کار برد بار دگرم
هوش مصنوعی: دستت را برای درخواست به سوی در من دراز کن تا دوباره با سر و شوق به کارهایم مشغول شوم.