رباعی شمارهٔ ۴۰۹
هوش مصنوعی: در این شعر، مسعود قزل به حالت مستی و بیخبری خود اشاره میکند و از زیباییهای زندگی مانند گل، باقلی و ریواس صحبت میکند. او به نوعی از لذتها و خوشیهای زندگی با شوق و نوید یاد میکند.
مسعود قزل مست نهای هشیارییک دم چه بود که مطربی بگذاری
هوش مصنوعی: ای مسعود قزل، تو برای لحظهای هم هشیار نباش. چه دلیلی وجود دارد که لحظهای از شادابی و خوشگذرانی دست بکشی؟
زر بستانی ازارکی برداریما را گل و باقلی و ریواس آری
هوش مصنوعی: از باغ بستانی مقداری زر و خروار گیاهان از قبیل گل، باقلی و ریواس برای ما بیاور.