شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از درد و آتش درون خود سخن میگوید. او احساس میکند که در دلش آتشی افروخته است و هنوز هم خنک از باد صبح میوزد. هر کسی که درد او را میشنود، از او فرار میکند و گویی دردش آنقدر عمیق و زجرآور است که تحملش برای دیگران دشوار است.
در سینه چودوزخ آتشی کردم منچون باد سحر هنوز دم سردم من
هوش مصنوعی: در دل من آتشی مانند جهنم شعلهور است، اما هنوز نفس من سرد و خنک است مانند نسیم صبح.
هرکس که شنید دردم از من بگریختگفتی که مگر صورت آن دردم من
هوش مصنوعی: هر کسی که از درد من باخبر شد، از من دوری کرد و گویی که درد من به صورت من نمایان شده است.