شمارهٔ ۳۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که چه چالشهایی را در طول زمان گذشته تحمل کرده است. او از غم و درد دل به خاطر دوری از محبوب سخن میگوید و احساس میکند که این درد مانند بلا بر او نشسته است. او از خداوند میخواهد که به کیستی شکایت کند و از آلام خود بگوید.
یارب به که گویم اندرین دیر کهنکز جان چه کشیده ام در این مدت من
هوش مصنوعی: پروردگارا، به که بگویم در این مکان قدیمی چه درد و رنجی از جان کشیدهام در این مدت طولانی؟
بر روی غم دوست در دل بستهو آنگه چو بلا نشسته در خانه تن
هوش مصنوعی: بر دل خود غم دوست را نگه داشتهام و سپس مانند مصیبت، در درون بدنم نشستهام.