شمارهٔ ۴۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تأثیر چشم و لعل (لب) محبوب خود بر جان و دلش میگوید. صحبت از مستی و شیدایی ناشی از زیبایی محبوب است و اینکه همه مردم تحت تأثیر چشمان او به عشق و جنگ و جدال وارد میشوند. شاعر بیان میکند که با نگاهی از جانب محبوب، تمام دلها و گوشها متوجه او میشوند و همگی به بادهپرستی و میخانهنشینی رو آوردهاند. او همچنین از حال و روز خراب خود به خاطر دیدن زیباییهای محبوب سخن میگوید و وانمود میکند که امکان دوری از چنین تأثیراتی وجود ندارد. در پایان به مخالفت با واعظان و زاهدان میپردازد و از فضائل شراب عشق میگوید.
از چشم تو ما مست و ز لعل تو بجوشیمبا ساغر و میرسته ز خود رفته زهوشیم
هوش مصنوعی: از نگاه تو مست شدهایم و به خاطر زیباییات شور و شوق داریم. با جام در دست، شاد و سرخوش هستیم و با این حال، از خود غافل شدهایم و به حالتی دیگر رفتهایم.
تا چشم کی این سو کنی از دل همه چشمیمتا حکم چه بر لب دهی از جان همه گوشیم
هوش مصنوعی: تا کی باید به چشمان تو خیره شویم، در حالی که دل همه ما پر از عشق و توجه به تو است؟ و تا چه زمانی باید منتظر بمانیم که از زبان تو چه دستوراتی به ما برسد، در حالی که همه ما آماده شنیدن از تو هستیم؟
از شیوه لعلت همه سر باده پرستیماز گردش چشمت همه دم خانه بدوشیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی و جذابیت تو همه چیز را فدای عشق و مینوشیم و از نگاه تو و چشمانت زندگیمان به تلاطم و شور و شوق میافتد.
از چشم تو است ار همه با جان پیجنگیمو زلعل تو است ار همه با دل بخروشیم
هوش مصنوعی: اگر همه ما برای عشق و علاقهامان بجنگیم، این به خاطر نگاهی است که تو به ما میکنی؛ و اگر همه ما با دل و احساس به رقابت و تنش میپردازیم، این از زیبایی تو ناشی میشود.
ز آن حال که از چشم تو دیدیم خرابیمز آن جام که از لعل تو خوردیم خموشیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر حال و احوال ناگواری که از نگاه تو تجربه کردهایم، آسیبدیده و درهم هستیم و به سبب نوشیدن از آن جام زیبایی که از لبهایت بوده، ساکت و خاموش شدهایم.
از چشم تو آواره ز ادوار سپهریمبا لعل تو مستغنی از الهام سروشیم
هوش مصنوعی: من به خاطر چشم تو در هر دورهای بیقرار و آوارهام. با زیبایی تو، از الهام و راهنمایی فرشتهها بینیاز شدهام.
واعظ مدران چشم که ماگوش بچنگیمزاهد چه زنی نیش که پرورده نوشیم
هوش مصنوعی: ای واعظ، مواظب باش که به ما نگاه نکنی، زیرا ما گوشهای خود را به موسیقی و لذتها میسپاریم. زاهد، چه زیانی به ما میرسد وقتی که ما از نوشیدن خوشیها پرورده شدهایم؟
از گوشه چشمی همه میخانه نشینیمو ز جرعه لعلی همه سجاده فروشیم
هوش مصنوعی: ما با نگاهی گذرا به میخانهها نظر داریم و به خاطر یک جرعه شراب خوش رنگ، همه چیز خود را میفروشیم.
چون چشم بپوشد همه ساعی بخطائیمچون لب بگشاید همه بیجان چو نقوشیم
هوش مصنوعی: وقتی چشمها را ببندیم، همه ما در تلاش برای خطا کردن هستیم و وقتی لبها را باز کنیم، همه ما مانند نقشهای بیجان میشویم.
در میکده منظور صفی الحق از آنیمکز شیخ گریزان چو طیوری ز وحشیم
هوش مصنوعی: در میکده، منظور ما این است که مانند پرندگانی که از وحش دوری میکنند، از شیخ و ریاگری فرار میکنیم.