غزل شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلتنگی شاعر برای محبوبش است. شاعر از احساس رنج و دوری از معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که چگونه این دوری به او آسیب میزند. او به زیبایی محبوب اشاره میکند و میگوید که هیچ چیزی جز وصال او نمیخواهد. شاعر به رقبا و دشمنانش اشاره میکند و نارضایتیاش را از رفتار آنان بیان میکند. او در نهایت احساسش را نسبت به عشق و انتظار برای وصال محبوبش بیان میکند و میگوید که اگرچه در دشواریهای عشق غرق شده، اما هنوز امید به وصال دارد.
آخر ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرادر فراق خویشتن چندین چه رنجانی مرا؟
هوش مصنوعی: ای ماه زیبای پریگونه، چرا در دوری خود اینقدر مرا آزار میدهی که همچون جانم به تو وابستهام؟
همچو الحمدم فکندی در زبان خاص و عاملیک خود روزی بحمدالله نمیخوانی مرا
هوش مصنوعی: تو در میان مردم بر زبان خاص و عام نام «الحمدلله» را میگویی، اما خودت هیچگاه در روزگار روزمرهات آن را نمیخوانی.
ای که در خوبی به مه مانی چه کم گردد زتوگر بری نزدیک خود روزی به مهمانی مرا؟
هوش مصنوعی: ای کسی که در زیبایی به ماه میمانی، چه چیزی از تو کم میشود اگر یک روز در مهمانی من نزدیک خود ببری؟
دست خویش از بهر کشتن بر کسی دیگر منهمیکشم در پای خود چندان که بتوانی مرا
هوش مصنوعی: به دیگران آسیب نرسان و زندگی خود را با کارهای منفی تحتالشعاع قرار نده. به جای آن، تلاش کن تا مشکلات خود را حل کنی و به سمت بهبود خودت بروی.
با رقیبانت نکردم آنچه با من میکننداین زمان سودی نمیدارد پشیمانی مرا
هوش مصنوعی: من با رقبایم همان کاری را نکردم که آنها با من میکنند؛ الان هم هیچ فایدهای ندارد که بخواهم از کارهایم پشیمان شوم.
زین جهان چیزی نخواهم خواستن جز وصل توگر فلک یک روز بنشاند به سلطانی مرا
هوش مصنوعی: از این دنیا چیزی نمیخواهم جز وصال تو. اگر روزی سرنوشت مرا به سلطنت برساند، برایم مهم نیست.
کس خریدارم نمیگردد، که دارم داغ توزان همی آیم برت، چندانکه میرانی مرا
هوش مصنوعی: هیچ کس برای من اهمیت نمیدهد، زیرا من از عشق تو رنج میبرم. به همین دلیل، هرچقدر هم که دورم کنی، باز هم به سمت تو میآیم.
بر سر کوی تو دشواری کشیدم سالهادور ازین در چون توان کردن به آسانی مرا؟
هوش مصنوعی: سالها در کوی تو به سختی و مشقت گذراندم، حالا چطور میتوانم با آسانی به سراغ تو بیام؟
در درون پردهای با دشمنان من به کاموز برون مشغول میداری به دربانی مرا
هوش مصنوعی: در پشت پرده، در حال گفتگو با دشمنان من هستی و در عین حال مشغول نگهداری دروازهای برای من هستی.
گفتهای: در کار عشقم اوحدی دانا نبودچون توانم گفت؟ نه آنم که میدانی مرا
هوش مصنوعی: تو گفتهای که در عشق من، اوحدی هیچ دانشی ندارد. حالا چطور میتوانم بگویم که نه، من آن کسی نیستم که تو دربارهام میدانی.