غزل شمارهٔ ۲۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و احساسات شاعر نسبت به او را به تصویر میکشد. شاعر از قدرت و تأثیر چهره و قد زیبای محبوب میگوید و چطور این زیبایی میتواند جهان را دچار تغییر کند. او به اشاره به اینکه چه بسا بر سر راه عشق و زیبایی، مشکلات و فتنههایی هم پیش آید، تاکید میکند. همچنین اشاره شده که زیبایی معشوق به قدری است که میتواند دلها را تسخیر کند و حتی از مکانهای آشنای خود دور کند. در نهایت، شاعر با تحسین از محبوب و زیباییاش میگوید که هیچ چیز نخواهد توانست مانع عشق او شود و این عشق قدرتی شگفتانگیز دارد.
فتنه از چرخ و قیامت ز زمین برخیزداگر آن چشم کمان کش به کمین برخیزد
هوش مصنوعی: اگر آن چشم زیبا و جذاب که کمان را در دست دارد، به سوی انسان خیره شود، فتنهها و بلاها از آسمان و زمین به وجود خواهد آمد.
ای بسا خانه! که بر اسب شود تنگ و سوارتا سواری چو تو از خانهٔ زین برخیزد
هوش مصنوعی: بسیاری از مکانها هستند که اسب در آنها جا ندارد و سوارکاری مانند تو از آن خانه بیرون میآید.
چشم و رخسار پریوش، که تو داری امروزروز فردا مگر از خلد برین برخیزد
هوش مصنوعی: چشم و چهره زیبای تو امروز چقدر دیدنی و جذاب است، آیا فردا از زیباییات کاسته خواهد شد و از بهشت فرشتهها باز میگردی؟
باغبان قد ترا دید و همی گفت به خود:سرو دیگر چه نشانیم؟ گر این این برخیزد
هوش مصنوعی: باغبان وقتی قد تو را دید، با خود گفت: چه نشانی دیگر از زیبایی میتوانم بیاورم؟ اگر این هم بیفتد، دیگر چه چیزی باقی میماند؟
بهر بوسیدن پای تو سر و روی مراسر آن نیست که از روی زمین برخیزد
هوش مصنوعی: به خاطر تو و برای بوسیدن پای تو، سر و روی من از زمین بلند نمیشود؛ این کار از ارزش من پایینتر است.
تخت ضحاک تو داری، که دو گیسوی درازچون دو مارت ز یسار و ز یمین برخیزد
هوش مصنوعی: تو تخت و سلطنتی داری، که دو گیسوی بلند به مانند دو مار از سمت چپ و راست به جلو میآیند.
آنکه سرمست شبی پیش تو بتواند خفتنیست هشیار که تا روز پسین برخیزد
هوش مصنوعی: کسی که بتواند شب را در کنار تو خوش بگذراند و به خواب رود، دیگر فردی هشیار نیست که صبح روز بعد دوباره بیدار شود.
قد و بالای چنان راست مخالف ز چه شد؟با دل من که چو گویم: بنشین برخیزد
هوش مصنوعی: چرا قامت تو که به راستای همیشگی قیام است، اکنون با من که میگویم بنشین، مخالفت میکند و برمیخیزد؟
ماه تا روی ترا دید و برو دل بنهادبیم آنست که با مهر به کین برخیزد
هوش مصنوعی: ماه که چهره زیبای تو را مشاهده کرد و دلش به تو وابسته شد، نگران است که شاید این عشق در آینده به نفرت تبدیل شود.
در سر زلف تو هر چینی شهری هندوستکه شنید این همه هندو؟ که ز چین برخیزد
هوش مصنوعی: زلف تو به قدری پیچ و تاب دارد که هر یک از آن چینها مانند شهری از هندوهاست. این زیبایی و جذابیت، توجه و حیرت همه را جلب کرده است.
اوحدی را به رخت دل نه شگفت ار برخاستکه به روی تو عجب نیست که دین برخیزد
هوش مصنوعی: اگر اوحدی، محبوبش را در خواب ببیند، جای شگفتی نیست، زیرا او تویی و در حضور تو، هر معجزهای ممکن است رخ دهد.