غزل شمارهٔ ۴۸۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و مرارتهای خود سخن میگوید. او میگوید که در دلش تصویر معشوق نقش بسته و این احساس او را دچار درد و حسرت کرده است. هرچند معشوق نام او را از دفتر خود پاک کرده، اما او با یاد او به میزان زیادی نوشته و دلنوشته دارد.
شاعر از میوهی وصال میگوید که به او نرسیده و درنتیجه، حسرتی تلخ را تجربه کرده است. او بیان میکند که تمام تلاشهایش برای فهم معانی و اشعار به عشق او وابسته است و تنها در دامن او آرامش مییابد.
اگر روز قیامت معشوق به او توجه نکند، شاعر احساس میکند که دچار عذاب خواهد شد، زیرا عاشق اوست و بدون عشق او احساس گمگشتگی دارد. در انتها، شاعر از اشکهایش میگوید که آنچنان فرو ریخته که خاک مسیر را به خون آغشته کرده است.
چو بر سفینهٔ دل نقش صورت تو نبشتمحکایت دگران سر به سر زیاد بهشتم
هوش مصنوعی: زمانی که در دل خود تصویر تو را حک کردم، داستانهای دیگران را تمامی فراموش کردهام و فقط به یاد تو هستم.
اگر چه نام مرا دور کردهای تو ز دفتربه نام روی تو صد دفتر نیاز نبشتم
هوش مصنوعی: هرچند که تو من را از یادها بردهای و نامم را از دفتر خود حذف کردهای، اما به خاطر زیباییات، بینیاز از نوشتن هزاران دفتر هستم.
ز شاخ وصل تو دستم نداد میوهٔشیرینمگر که دانهٔ این میوه تلخ بود، که کشتم
هوش مصنوعی: از شاخهای که به واسطهٔ ارتباط با تو به وجود آمده، میوهٔ شیرینی به من ندادند، جز اینکه دانهٔ این میوه تلخ بود و من هم به خاطر آن دانه تلخ را از بین بردم.
اگر چه موی شکافی همی کنم ز معانیبه اعتماد تو یکسر پلاس بود،که رشتم
هوش مصنوعی: اگرچه به تحلیل و تجزیه معانی میپردازم، اما باز هم به خاطر محبوبیت و اعتماد به تو، همه چیز برای من به یک پلاس یا تکهای از زندگیام تبدیل میشود.
به خاک پای تو کز دامن تو دست ندارمو گر ز قالب پوسیده کوزه سازی و خشتم
هوش مصنوعی: من خود را تا خاک پای تو میرسانم، زیرا از دامن تو نمیتوانم دست بکشم، حتی اگر از قالب فرسودهٔ یک کوزهگر و خاک سرشته شوم.
اگر تو روی نخواهی نمود روز قیامتبه دوزخم بر ازین ره، که من نه مرد بهشتم
هوش مصنوعی: اگر تو در روز قیامت به من توجه نکنی و رویی نشان ندهی، من هم به جهنم میروم، چون من لیاقت بهشت را ندارم.
سرشک دیده چنان ریخت اوحدی ز فراقتکز آب دیدهٔ او خاک ره به خون بسرشتم
هوش مصنوعی: چشمهای اوحدی به قدری از دوری یار اشک ریخته که آبهای اشک او، خاک جاده را به رنگ خون آغشته کرده است.