غزل شمارهٔ ۶۰۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره انتقال پیام و احساسات عمیق شاعر به یک دوست یا معشوق است. شاعر از فرستادۀ پیام میخواهد که خبرهای خوبی از معشوق به او برساند و در عین حال، از بیگانهها دوری کند. او دلش آشفتگی دارد و از فرستاده میخواهد که داستان معشوق را بگوید. شاعر همچنین به زیبایی معشوق اشاره میکند و از فرستاده میخواهد که یا چهرۀ معشوق را به او نشان دهد یا او را به مکان معشوق ببرد. در نهایت، او درد و فغان خود را به خداوند منتقل میکند و خواستار نزدیکی به مقام الهی است.
ای پیک نامه بر، خبر او به ما رسانبویی ز کوی صدق به اهل صفا رسان
هوش مصنوعی: ای پیامآور، خبر او را به ما برسان و بوی خوبی از کوی راستگویی را به افراد پاکدل برسان.
بیگانه را خبر مده از حال این سخنزان آشنا بیار و بدین آشنا رسان
هوش مصنوعی: به بیگانه از وضعیت خود چیزی نگو و این موضوع را با فردی که به او نزدیک هستی در میان بگذار.
جای حدیث او دل آشفتهٔ منستبشنو حدیثش و چو شنیدی به جا رسان
هوش مصنوعی: دل آشفتهام دربارهی او صحبت میکند، پس به صحبتهای او گوش کن و وقتی که آن را شنیدی، به درستی منتقل کن.
پوشیده نیست تندی و گفتار تلخ اورو هرچه بشنوی تو مپوشان و وارسان
هوش مصنوعی: سخنان تند و تلخ او پنهان نیست، هرچه هم که بشنوی، نباید آن را ناامید کننده و نادیده بگیری.
یا روی او ز دور درآور به چشم منیا روی من به خاک در آن سرا رسان
هوش مصنوعی: یا چهرهات را از دور به چشمم بیاور، یا اینکه چهرهام را به خاک آنجا برسان.
زآن آفتاب رخ صفت پرتوی مگوییا چند ذره را ز زمین بر هوا رسان
هوش مصنوعی: از آن خورشید که چهرهای زیبا دارد، نیازی نیست دربارهٔ جرقههایش صحبت کنی؛ چرا که این جرقهها تنها چند ذره هستند که از زمین به آسمان منتقل میشوند.
ما را به آستانهٔ آن بت چو بار نیستخدمت گریم، بر در اومان دعا رسان
هوش مصنوعی: ما به درگاه آن معشوقی که برایش ارزش قائل هستیم نمیتوانیم خدمت کنیم، اما امیدواریم که دعای ما به او برسد.
آه و فغان اوحدی امشب، تو ای رسولاز جبرئیل بگذر و پیش خدا رسان
هوش مصنوعی: امشب صدای ضج و ناله اوحدی بلند است، ای رسول، از جبرئیل عبور کن و این نالهها را به خدا برسان.