غزل شمارهٔ ۶۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای معشوق خود میپردازد و از ویژگیهای ظاهری او مانند ابروها و چهرهاش سخن میگوید. او به تحیر و شگفتی خود از زیباییهای معشوق اشاره میکند و بیان میکند که اگر جانش بخواهد، در این راه درنگ نخواهد کرد. شاعر همچنین دربارهی دوستی با دشمنان و وفاداری به دوستانش میگوید و از علاقهاش به معشوق سخن میگوید که حتی پس از جدایی از هستی، عشق او در وجودش باقی خواهد ماند. در نهایت، او به احساسات عمیق و تأثیر شعر بر روح انسانها اشاره میکند.
بنگر بدان دو ابروی همچون کمان اووآن غمزهٔ چو تیر و رخ مهربان او
هوش مصنوعی: به آن دو ابروی کمانیاش خوب نگاه کن و به غمزهاش که مانند تیر است و چهرهی مهربانش.
انگشت میگزد به تحیر کمان چرخز انگشت رنگ داده و انگشتوان او
هوش مصنوعی: دستی که رنگی شده، به شگفتی به چرخش کمان اشاره میکند، گویی انگشتان آن با رنگی باورنکردنی زینت یافتهاند.
گر جان من طلب کند، از وی دریغ نیستبشنو، که این دروغ نگفتم به جان او
هوش مصنوعی: اگر جان من از او طلب شود، دریغی در آن نیست. به این گوش بسپار، که من این را به جان او دروغ نگفتم.
گو: بوسهای به جان بفروش، ار زیان کنددل نیز میدهم، که نخواهم زیان او
هوش مصنوعی: بگو که اگر بوسهای ارزش جانم را دارد، من حاضرم آن را بفروشم. حتی اگر این کار به دل من آسیب برساند، باز هم مشکلی نیست، چون نمیخواهم به خاطر او آسیب ببینم.
با دشمنان دوست کنم دوستی مدامزیرا که غیرت آیدم از دوستان او
هوش مصنوعی: به دوستی مداوم با دشمنان روی میآورم، چون غیرتم از دوستانم میآید.
از وی بپرس حال من، ای باد صبح دمباشد که نام من برود بر زبان او
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاه، از او حال من را بپرس؛ شاید نام من به زبانش بیفتد.
آن کو به حسن فتنهٔ آخر زمان بودناچار فتنها بود اندر زمان او
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و جاذبهاش در آخرالزمان توجه کند، ناگزیر در زمان خود دچار فتنه و آشفتگی خواهد شد.
آن موی او به پای رسد، گر فرو کشیلیکن به لاغری نرسد در میان او
هوش مصنوعی: اگر موهای او را به پایین بکشید، همچنان به لاغری نمیرسد و در واقع در زیبایی و جذابیت او خبری از نقص نیست.
گویی طبیب خفتهٔ ما را خبر نبود:کامشب نخفت تا به سحر ناتوان او
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که پزشک بیمار ما از حال او بیخبر است، زیرا او تا صبح بیخواب مانده و ناتوان است.
روزی که جان اوحدی از تن جدا شوداز دوستی جدا نشود استخوان او
هوش مصنوعی: زمانی که روح اوحدی از بدنش جدا میشود، دوستیاش هرگز از او جدا نخواهد شد، حتی اگر جسمش دیگر وجود نداشته باشد.
از ذوقهای شعر روانش بسی که خلقگویند: کافرین خدا بر روان او
هوش مصنوعی: شاعر به خاطر زیبایی و لطافت شعرش، برخی افراد او را به کفر متهم میکنند و میگویند که او به نوعی از خداوند فاصله گرفته است.