غزل شمارهٔ ۷۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف افرادی میپردازد که با فریب و نیرنگ دیگران را به دام خود میاندازند. او به زبانی نمادین بیان میکند که چگونه مرغ آدم (نماینده انسان) به دام میافتد و به یادآوری میآورد که چگونه برای دستیابی به خواستههایشان، دیگران را در مسیر نادرست قرار میدهند. شاعر همچنین از سوختن خود به عنوان نتیجه این فریبها یاد میکند و به بیخبری و گرفتاری دلباختگان اشاره میکند. او این وضعیت را به قضاوت و کلامهای ناگفته و پیامترسانی نسبت میدهد که به دیگران بار دشواری میدهد. این اشعار در نهایت بر روی درد و رنج ناشی از فریب و نادانی متمرکز است.
دانهای بر روی دام انداختیمرغ آدم را ز بام انداختی
هوش مصنوعی: تو با ترفند و فریب خود، چیزی به انسان نشان دادی که او را به دام انداختی و از جایگاه خود پایین آوردی.
تا شود سجاده و تسبیح ردجرعهای در کاس و جام انداختی
هوش مصنوعی: برای اینکه سجاده و تسبیح آماده شود، یک جرعه نوشیدی و آن را در کاس و جام ریختی.
هر کرا خون خواستی کردن حلالخرقهٔ او بر حرام انداختی
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال خون و آسیب رساندن به دیگران باشد، لباس او به حرام و ناپاکی آغشته میشود.
چون سزای سوختن دیدی مرادر چنین سودای خام انداختی
هوش مصنوعی: وقتی که عواقب سوختن من را مشاهده کردی، مرا در این خیال خام گرفتار کردی.
بیدلان را چون ندیدی مرد وصلدر کف پیک و پیام انداختی
هوش مصنوعی: زمانی که عاشقان را ندیدی، در واقع مردی که در آغوش وصال است، در دست تو تنها به پیام و مشروبات دلخوشی میپردازد.
یک سخن ناگفته، ما را چون سخندر زبان خاص و عام انداختی
هوش مصنوعی: یک حرفی که نگفتهام، باعث شد که ما را در جمع عموم و خاص به صحبت بیندازی.
دیگران را بار دادی چون کلیماوحدی را در کلام انداختی
هوش مصنوعی: دیگران را به زحمت انداختی، درست مانند اینکه مثل حضرت کلیم (موسی) مورد آزمایش قرار گرفتند.