غزل شمارهٔ ۸۳۰
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و دلتنگی شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و بوسههایی که از محبوب گرفته، یاد میکند و اینکه چگونه هر بوسه برای او معنای خاصی داشته است. او از شیرینی لبهای معشوق و تاثیر آن بر دلش سخن میگوید و حسرت میخورد که اگر محبوب به او بیوفایی نمیکرد، ممکن بود لحظات زیباتری را تجربه کند. در نهایت، شاعر ضمن ابراز احساسات عمیقش، از بیوفایی محبوب و درد دل خویش سخن میگوید و از عشق و بوسهها به عنوان منبع آرامش و خوشبختی یاد میکند.
دو بوسه گر ز لب آن نگار بستدمیمراد خویشتن از روزگار بستدمی
هوش مصنوعی: اگر دو بوسه از لب آن معشوق بگیرم، به آرزوی خود از روزگار دست یافتهام.
کجاست از لب شیرین یار تریاکی؟که داد از آن سر زلف چو مار بستدمی
هوش مصنوعی: کجا میتوان نشانی از لذت و شیرینی یار را یافت؟ چرا که من از بوی زلف او، مانند زهرمار، مسحور و مجذوب شدم.
گر او نه با من بیچاره رستمی کردیبه زورش از کف اسفندیار بستدمی
هوش مصنوعی: اگر او به کمک من نمیآمد، به سختی نمیتوانستم اسفندیار را به تسخیر خود درآورم.
اگر ز روی چو گل پرده بر گرفتی دوستبه خون لاله خطی از بهار بستدمی
هوش مصنوعی: اگر تو از روی زیبا و شاداب خود پردهبرداری کنی، دوست عزیزم، دلی که از عشق تو پر از اشتیاق و عشق است، به زیبایی بهاری که مثل لاله در خونش رنگینی دارد، خود را نشان خواهد داد.
لب چو شکر او گر شکار من گشتیمراد خاطر ازو آشکار بستدمی
هوش مصنوعی: اگر لبهای او مانند شکر بود و من به قلمرو عشق او میرفتم، آرزوی دلم از او نمایان میشد و من به او نزدیک میشدم.
ز لعل اوستدم بوسهای به طراریو گر به طیره نرفتی هزار بستدمی
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد. گوینده از لعل و زیبایی محبوبش صحبت میکند و به علاقهاش به او میافزاید. او میگوید که در صورت نرفتن به دیاری دیگر، همچنان به محبت و عشقش ادامه خواهد داد و حتی اگر نتواند به محبوبش نزدیک شود، قلبش پر از عشق و احساس خواهد بود. در واقع، این بیت نشاندهندهی عمق احساسات و وفاداری گوینده است.
دلش بدادم و گفتم: شمار کن بوسهبجست ورنه منش بیشمار بستدمی
هوش مصنوعی: دل خود را به کسی دادم و به او گفتم: اگر هر بوسهای را حساب کنی، خوب است؛ و گرنه عشق من بیپایان است.
اگر چه شرم همی داشت، من به بیشرمیچه بوسها که از آن شرمسار بستدمی!
هوش مصنوعی: اگرچه او احساس شرم میکرد، من با بیشرمی خود، بوسههای زیادی از او گرفتهام که او را ناراحت کرده است.
ز بهر بوسه در آورده بودمش به کناراگر چنانکه نکردی کنار، بستدمی
هوش مصنوعی: به خاطر بوسهای که میخواستم، او را به کناری کشانده بودم، اگر تو آن کناری را که باید نمیگیری، من هم دیگر کناری نمیمانم.
بر اوحدی اگر آن بیوفا نکردی زورمراد این دل مسکین زار بستدمی
هوش مصنوعی: اگر تو به آن بیوفا ظلم نکردی، پس چرا من این دل ضعیف و ناتوان را به زحمت انداختی؟