قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - وله غفرالله ذنوبه
هوش مصنوعی: این شعر، بیانگر احساس گناه و ترس از عذاب الهی است. شاعر از وضعیت خود نگران بوده و به یاد میآورد که گناهانش بیش از طاعاتش است. او به رحمت خداوند امیدوار است و از او طلب مغفرت میکند. همچنین به دوری از راه راست اشاره میکند و اینکه در کنار غولها و دیوها قرار گرفته و عقلش را گم کرده است. شاعر در میان دو انتخاب، یعنی دین و دنیا، نگران است و به خطراتی که او را تهدید میکند، اشاره مینماید. در نهایت، او از خداوند درخواست میکند تا با لطف و رحمتش به او کمک کند و به یاد داشته باشد که همهچیز در دست خداوند است.
سرم خزینهٔ خوفست و دل سفینهٔ بیمز کردهٔ خود و اندیشهٔ عذاب الیم
هوش مصنوعی: سرم پر از ترس و نگرانی است و دل من به مانند کشتیای است که در اندیشه عذاب سخت و کارهای ناپسند خود غرق شده است.
گناه کرده به خروار، هیچ طاعت نهمگر ببخشدم از لطف خود خدای کریم
هوش مصنوعی: من کارهای بد زیادی کردهام و هیچ کار خوبی از من سراغ ندارید، مگر این که خداوند مهربان از روی لطف و مرحمتش مرا ببخشد.
ز راه دور فتادم، که غول بود رفیقز عقل بهره ندیدم، که دیو بود ندیم
هوش مصنوعی: از راه دور وارد شدم و رفیق من مانند یک غول بود. از عقل و خرد استفاده نکردم چون او شبیه دیو بود و من او را نمیشناختم.
ادیم روی من از پنجهٔ ندم سیهستبه جز ندم نکند کس سیهرخ چو ادیم
هوش مصنوعی: روی من که به خاطر ندم سیاه شده، کسی غیر از ندم نمیتواند به این سیاهی برسد.
بیا، به خود مرو این راه را که در پیشستگزندهای درشتست و بندهای عظیم
هوش مصنوعی: بیایید از این مسیر که پیش رویمان است پرهیز کنیم، چرا که در آن آسیبهای بزرگ و موانع جدی وجود دارد.
دونیمه شد دلت اندر میان دین و درمببین که: بر تو چه آید برین دلِ بهدونیم؟
هوش مصنوعی: دل تو در میانسری بین دین و دنیای مادی دو نیمه شده است. حالا به این فکر کن که عاقبت این دل دو نیمه شده، چه سرنوشتی برایش رقم خواهد خورد؟
حیات جان عزیزت به نور ایمان بودعزیز، یوسف خود را چرا فروخت به سیم؟
هوش مصنوعی: زندگی ارزشمند تو به نور ایمان وابسته است، پس چرا یوسف خود را به پول و ثروت فروخت؟
چو کار خویش نکردی بههیچ رویی راستضرورتست که روراست میروی به جحیم
هوش مصنوعی: اگر در کار خود کوتاهی کردهایی، به هیچ وجه نباید انتظار نیکی داشته باشی، بنابراین طبیعی است که به سمت عذاب بروی.
ز خط خواجهٔ خود سر نمیتوان برداشتبه حکم او بنه، ار بندهای، سر تسلیم
هوش مصنوعی: نمیتوان از حرفهای مولا و استاد خود سرپیچی کرد. اگر از او اطاعت کنی، باید با کمال ارادت و تسلیم باشد.
به هر حدیث که خواهی، نصیحتت کردمهنوز بازنگشتی تو از ضلال قدیم
هوش مصنوعی: هر چه که میخواستی دربارهی نصیحت بشنوی، به تو گفتم، اما تو هنوز از گمراهی گذشتهات برنگشتهای.
منزّها، به کسانی که وا دل ایشانبه جز مقامهٔ ذکر تو نیست هیچ مقیم
هوش مصنوعی: کسانی که دلشان جز یاد تو در هیچ جایی آرام نمیگیرد، هیچگاه در جایی غیر از تو سکونت ندارند.
که چون مرا هوس و آز من شکنجه کنددلم ز پنجهٔ شهوت برون کشی تو سلیم
هوش مصنوعی: وقتی که آرزو و تمایلات من باعث درد و عذابم شوند، تو با دلسوزی و حسن نیت میتوانی نجاتم دهی.
مرا به خویشتن و عقل خویش باز مهلکه عاجزست ز درمان درد خویش سقیم
هوش مصنوعی: من را به خود و عقل خود واگذار نکن که عاجز است از درمان بیماری خودش.
ز علم خویشتنم نکتهای در آموزانخلاف علم خلافی، که کردهام تعلیم
هوش مصنوعی: از دانش خودم نکتهای به شما میآموزم که با علم و دانستههایم در تضاد است، ولی من این را یاد گرفتهام.
ببخش، اگر گنهی کردهام، که: نیست عجبگنه ز بندهٔ نادان و مغفرت ز حکیم
هوش مصنوعی: ببخشید اگر اشتباهی از من سر زده است، زیرا که کار خطا از بندهای نادان طبیعی است و آمرزش از جانب شخص خردمند عجیب نیست.
پس از گناه چنان بنده، عذرهای چنینبه پایمردی لطف تو میکنم تقدیم
هوش مصنوعی: بعد از اینکه خطا کردم، با تمام وجودم از لطف و مهربانی تو عذرخواهی میکنم و این عذرها را به تو تقدیم میکنم.
اگر به دو زخم از راه خلّت اندازیتفاوتی نکند، کآتش است و ابراهیم
هوش مصنوعی: اگر تو دو آسیب به دل من بزنی، فرقی نمیکند، چون من مانند آتش هستم و ابراهیم.
تو خود عظیمی، اگر گویم، ارنه، لیکن منبه نام پاک تو خود را همیکنم تعظیم
هوش مصنوعی: شما خود بزرگ و باعظمت هستید، اگر بخواهم به آن اشاره کنم، اما من به خاطر ارادت و احترام به نام پاک شما، خود را کوچک میدانم و در برابر شما تعظیم میکنم.
نه سیم خواهم و نی زر، ولی چو خاک شومز لطف خویش به خاکم همیفرست نسیم
هوش مصنوعی: من نه به دنبال نقرهام و نه طلا، اما وقتی که به خاک تبدیل شوم، از مهربانیاش نسیمی به سمت من خواهد وزید.
در آن زمان که به حال شکستگان نگریبه اوحدی نظری برکن، ای کریم و رحیم
هوش مصنوعی: زمانی که به حال افرادی که شکست خوردهاند نگاه میکنی، بر اوحدی نظر مهربانانهای بیفکن، ای بخشنده و رحمتگستر.