رباعی شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند که باعث خالی شدن دل صد نفر شده است. او زلف معشوق را به خوشهایی شبیه میکند و وقتی از او میخواهد که خود را پنهان کند، معشوق به آرامی سرش را بر کمر شاعر میگذارد و زیباییاش را به نمایش میگذارد.
زلف تو، که صد سینه ز دل خالی کردبر قامت همچون الفت دالی کرد
هوش مصنوعی: زلف تو همچون گلی زیبا و دلربا است که با زیباییاش دلهای بسیاری را پر از عشق و حسرت کرده است. آن زلفها بر قامت تو مانند شاخهای از درختی که آغوشی باز کرده، جلوهگری میکند.
گفتم: کشمش ببند، متواری شدسر در کمرت نهاد و که مالی کرد
هوش مصنوعی: گفتم، کشمش را ببند، او ناگهان فرار کرد و سرش را به کمرت گذاشت و به توی دلت راه پیدا کرد.