رباعی شمارهٔ ۱۰۱
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات بیان میکند که عشق و ارتباط او با محبوبش به گونهای است که حسرت و درد جدایی را احساس میکند. او از کشتن خود به دست محبوبش سخن میگوید و در پی وصالی است که ممکن نیست. همچنین، به نقش و رمز و رازهایی که در انگشتان محبوبش وجود دارد اشاره میکند، که نشانگر عمق ارتباط آنهاست و به نوعی بیانگر حرفهایی ناگفته است.
دست به نگار تو مرا کشت دگرآه! ار نشود وصل توام پشت دگر
هوش مصنوعی: دست تو مرا به شدت عاشق کرده و به جانم آسیب رسانده است. آه! اگر نتوانم به تو وصل شوم، پشت کسی دیگر نمیروم.
نقشی عجبست بر دو دستت تا خودحرف که گرفتهای در انگشت دگر؟
هوش مصنوعی: نقش و نشانی شگفتانگیز بر دستهایت ایجاد شده است. حالا چگونه میتوانی در انگشت دیگری، سخن و بیان خود را نگهداری؟