رباعی شمارهٔ ۱۱۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به عشق و معشوقش بیان میکند. او خود را مانند خاکی میداند که در نور آفتاب معشوقش میدرخشد. شاعر به نوعی وابستگی و گمگشتگی در عشق اشاره میکند و از دل میخواهد که درک کند که وی به خاطر معشوقش از خود دور شده و مانند او وجودی ندارد. در نهایت، او از دل میخواهد که این احساسات را درک کند.
من خاک درم، تو آفتابی، ای دلنشگفت که بر سرم بتابی، ای دل
هوش مصنوعی: من مانند خاکم و تو مثل آفتاب هستی، ای دل، شگفت نیست که نور تو بر من بتابد، ای دل.
من گم شدم از خود که ترا یافتهامدریاب، که مثل من نیایی، ای دل
هوش مصنوعی: من از خودم گم شدهام چون تو را یافتهام. به من کمک کن، چون مانند من کسی دیگر نیست. ای دل، تو هم این را درک کن.