تناجی
اوحدی مراغه‌ای

رباعی شمارهٔ ۱۲۹

دی باد صبا ز خاک بر داشت سرمآن نامه بیاورد و بر افراشت سرم
گفتم که: ببوسم و نهم بر سینهخود دیده رها نکرد و نگذاشت سرم